(گروه تولیدی آفاق مشرق زمین همگام با تولید و توزیع تجهیزات آبیاری تحت فشار ، اقدام به ارائه انواع  نهاده های کشاورزی  با نام   (اگری پاور)  نموده است .****************  محصول جدید گروه تولیدی آفاق مشرق زمین (تولید انواع شیرآلات مخصوص آبیاری قطره ای     <

سیب زمینی


سيب زميني
مقدمه:
از محصولات غده اي است كه نقش مهمي در تغذيه مردم جهان دارد و به دليل (potato) سيب زميني عملكرد بسيار بالا در واحد سطح ، انرژي و مقدار پروتئين توليدي در واحد سطح سيب زميني بيش از گندم و برنج مي باشد. متاسفأنه قيمت سيب زميني بر اساس وزن خشك، به دليل سرمايه گذاري زياد و بازده پائيني كه بسياري از كشاورزان در شرايط ايران بدست مي آورند، زياد مي باشد. چنانچه افزايش عملكرد سيب زميني در واحد سطح بتواند موجب كاهش قيمت گردد، آنگاه سيب زميني نقش بيشتري در تغذيه مردم كشور پيدا كرده و از تقاضاي روز افزون براي نان گندم كاسته خواهد شد.

تاريخچه:
سيب زميني در ارتفاعات 1200 تا 1800 متري كوههاي آند در منطقه پرو و بوليوي اهلي گشته است. سابقه كشت سيب زميني در اين منطقه به حدود 7000 سال پيش مي رسد. سيب زميني در ارتفاعات آند به ساير نقاط قاره آمريكا راه يافت و در نيمه دوم قرن شانزدهم توسط كاشفان قاره جديد به اروپا و از آنجا به آسيا و ساير نقاط جهان برده شد. امروزه و بعد از گذشت حدود 4 قرن، سيب زميني از نظر مقدار توليد، چهارمين محصول جهان پس از گندم, برنج و ذرت مي باشد و تقريباً در تمام جهان كشت مي شود. بر اساس گزارش فائو، سطح زير كشت سيب زميني در جهان طي سال 2000 حدود 19597420 هكتار با 16 تن در هكتار بوده است. كشورهاي چين، فدراسيون روسيه، اكراين، هند، لهستان و / ميانگين عملكرد 4 آمريكا از لحاظ سطح زير كشت و به ترتيب مهمترين توليدكنندگان سيب زميني در جهان بشمار مي روند.
احتمالاً سيب زميني در قرن هفدهم وارد ايران گرديده است. در حال حاضر، كشت سيب زميني در اكثر نقاط كشور متداول بوده. بر اساس آمار وزارت كشاورزي در سال 1378 ، سطح زير كشت سيب زميني آبي 21 تن در هكتار و سطح زير كشت سيب زميني ديم حدود / حدود 157000 هكتار با عملكرد حدود 63 8 تن در هكتار بوده است. استانهاي اردبيل، اصفهان، همدان، / 4000 هكتار با ميانگين عملكرد حدود 44 آذربايجان شرقي، خراسان، گلستان، جيرفت و كهنوج، سمنان، فارس و تهران به ترتيب، مهمترين توليد
كنندگان سيب زميني آبي در كشور بشمار مي روند. توليد سيب زميني ديم در استانهاي مازندران، گيلان و گلستان انجام ميشود. بر اساس گزارش فائو، سطح زير كشت سيب زميني در ايران طي سالهاي اخير حدود20 تن در هكتار بوده است. پتانسيل عملكرد سيب زميني / 150 هزار در هكتار با ميانگين عملكرد حدود 7به بيش از 100 تن در هكتار مي رسد. عملكردهاي بيش از 40 تن در هكتار مطلوب به شمار مي روند.
 

خصوصيات گياهي

از تيره گوجه (Solanum tuberosum L.) سيب زميني گياهي يك ساله با نام علمي سولانوم توبروسوم و آتوتتراپلوئيد با 48 كرموزوم مي باشد. سيب زميني براي استفاده از غده زير زميني (Solanaceae) فرنگي آن كشت مي گردد. گياه به صورت بوته اي علفي با يك تا چند ساقه اصلي و معمولاً به فرم ايستاده رشد مي كند. ارتفاع بوته به 60 تا 150 سانتي متر مي رسد. طول دوره رشد گياه به رقم و شرايط توليد بستگي زيادي داشته و از 3 تا 6 ماه متغير مي باشد. در زراعت، از غده سيب زميني براي تكثير آن استفاده مي كنند. غده سيب زميني از تجمع مواد غذايي در ناحيه انتهائي ساقه سيب زميني و رشد اين ناحيه بوجود مي آيد. بناراين ، غده سيب زميني يك ساقه تغيير شكل يافته با ميانگره هاي كوتاه و متورم است. در يك انتهاي غده(رأس غده ) محل اتصال غده به سيب
زميني ( امتداد ساقه سيب زميني) وجود دارد. گره هاي ساقه در روي غده با فيلو تاكسي مار پيچ به صورت مكانهاي فرو رفته اي بنام چشم ديده مي شودند. فاصله ميانگره ها از رأس غده به طرف قاعده غده بتدريج زياد تر مي شود. بنابراين ، تراكم چشمها در ناحيه رأسي زياد تر است. هر چشم در كنار يك برگ رشد نيافته، به صورت اثربرگ يا ابرو قراردارد. در هر چشم يك جوانه جانبي ساقه قرار دارد كه ظاهراً به دليل رسيدن نوربه آن طي دوران انبارداري داراي خاصيت زمين گريزي بوده و مي تواند به صورت ساقه هوائي رشد نمايد. واضح است كه جوانه موجود در هر چشم، بخودي خود يك ساقه بوده كه بنوبه خود داراي جوانه هاي جانبي مي باشد. ممكن است جوانه رأسي و يا دو جوانه جانبي موجود روي جوانه ساقه چشمي شروع به رشد نمايند. بنابراين از هر چشم مي تواند يك تا سه و گاه تعداد بيشتري ساقه هوايي بوجود آيد. غده، بسته به رقم داراي دوره استراحت 5 تا 19 هفته اي پس از رسيدگي مي باشد. دوره خواب نيز به رقم بستگي داشته و در غالب ارقام بين 20 تا 23 هفته است. اما طول اين دوران از 18 تا 33 هفته متغيرمي باشد. طول دوران استراحت و خواب و بدنبال آن جوانه زني تحت كنترل هورموني بوده. اسيد آبسيزيك و مالئيك هيدرازيد از جوانه زني جلو گيري مي كنند، اسيد جيبرليك كمي تحريك كننده است و سيتوكينين موجب رفع خواب مي شود. خواب غده را مي توان با توالي دماهاي بالا(حدود 20 درجه سانتي گراد) و دماهاي پائين ( حدود 5 درجه سانتي گراد) رفع نمود. جوانه هاي موجود در روي غده مي توانندپس از رفع استراحت و يا خواب رشد نمايند. جوانه رأسي غده( چشم انتهائي) داراي غالبيت انتهاي مي باشد و از رشد جوانه ساير چشمها جلو گيري مي كند. بنابراين، در اثر قرار گرفتن غده در شرايط مساعد براي جوانه زني، جوانه چشم انتهائي اولين جوانه اي است كه رشد مي كند. غالبيت انتهائي در دماي بيش از 15 درجه سانتيگراد زياد است. با مسن شدن غده و افزايش سن فيزيولوژيكي آن، غالبيت جوانه انتهائي بتدريج نقصان مي يابد. قرار گرفتن غده در دماي 1تا 5 درجه سانتي گراد براي چند ماه نيز سبب رفع غالبيت انتهائي مي شود.
بنابراين از غددي كه پس از چند ماه نگاه داري از سردخانه بيرون آورده شده و در دماي بالا قرار داده مي شوند، جوانه هاي زيادي شروع به رشد مي كنند. قطعه كردن غده نيز سبب رفع غالبيت انتهائي مي گردد.
بوته اي كه از بذر حقيقي بوجود مي آيد، داراي سيستم ريشه اي راست است. اما بوته اي كه از غده بذري حاصل مي شود داراي سيستم ريشه اي افشان و نابجا مي باشد. در هر گره ساقه اصلي چندين ريشه كم قطر بوجود مي آيد. ريشه ها در روي ساقه اصلي و در ناحيه نزديك به غده مادري به صورت متراكم ديده مي شوند، زيرا ميانگره هاي رشد نيافته اند. با افزايش رشد ميانگره ها، امكان رشد ريشه ها بصورت هلالي در بالاي محل خروج ساقه هاي خزنده زير زميني ديده مي شود. به اين طريق ريشه ها به صورت مطبق از روي ساقه هاي اصلي منشأ يافته و از اعماق مختلف خاك به جذب آب و مواد غذائي مي پردازند. قسمت اعظم ريشه ها تا حدود 30 روز پس از سبز شدن بخوبي در خاك گسترش مي يابند. اما توسعه ريشه به دليل انتقال مواد غذائي از قسمتهاي هوائي به اندامهاي زير زميني و در صورت فراواني رطوبت خاك و عدم محدوديتهاي رشدي ديگر، معمولاً تا اواخر دوره رشد ادامه دارد. پتانسيل عمق توسعه ريشه در خاكهاي نفوذ پذير به 100 سانتي متر مي رسد. اما در بسياري شرايط، حدود 90 درصد فعاليت جذبي ريشه تا عمق حد اكثر 60 سانتي متري اتفاق مي افتد. توسعه عرضي ريشه به 25 تا 45 سانتي متري اطراف غده مادري ميرسد.
ساقه هاي هوائي ازجوانه هاي موجود روي غدد سيب زميني بوجود مي آيند. از هر غده يك تا چند ساقه اصلي بوجود خواهدآمد كه داراي خاصيت زمين گريزي بوده و در هوا رشدمي كنند. ساقه اصلي هوايي در آغاز مستقيم و استوار است، اما بخش انتهائي ساقه در اواخر دوره رشد كمي به طرف زمين خم مي شود.
ساقه در برش قطري گوشه دار است. ساقه اصلي غالبيت انتهائي نشان مي دهد. شاخه هاي جانبي پس از تبديل مريستم انتهائي ساقه به گل آذين از زاويه داخلي برگهاي فوقاني شروع به رشد كرده كه در بعضي شرايط ممكن است شاخه هاي جانبي از زاويه داخلي برگهاي تحتاني گياه و فارغ از غالبيت مريستم انتهائي ساقه اصلي شروع به رشد كنند. برگها با فيلوتاكسي مارپيچي در روي ساقه آرايش يافته اند. برگهاي هوائي( رويشي) كركدار و مركب با يك برگچه در انتهاي رگبرگ اصلي و برگچه هاي كوچك اضافي نامنظم در بين تعداد زيادي برگچه هاي معمولي با اندازه هاي متفاوت قرار دارند. برگهاي واقع روي بخش زير زميني ساقه هوائي و نيز روي استولون ها به صورت فلسي مي باشند. ساقه هايي كه از روي گره هاي بخش زير زميني ساقه هاي هوائي بوجود آيند داراي برگهاي فلسي و ميانگره هاي كوتاه هستندو از اين لحاظ، اين ساقه ها از نظر ريخت شناسي ريزوم مي نامند. اما از آنها به طور سنتي بعنوان استولون ياد مي شود. اين ساقه ها به دليل عدم دريافت نور و تحت تأثير غالبيت انتهائي بوته مادري فاقد خاصيت زمين گريزي مي باشند وتقريباً بطور افقي در خاك رشد مي كنند. اگر رأس استولون در معرض نور قرار گيرد، به صورت ساقه هوائي رشد خواهد كرد. استولونها غالباً كوتاه بوده و معمولاً كمتر از 15 سانتي متر طول دارند. تعداد و طول استولون ها به تراكم ساقه هاي هوائي در بوته و شرايط رشد بستگي دارد. پتانسيل توليد استولون و در نتيجه غده در هر بوته به 30 غده مي رسد، اما معمولاً 5 تا 15 غده در هر بوته به مرحله برداشت مي رسند. همراه با افزايش محدوديتهاي محيطي رشد و نيز با زياد شدن تعداد ساقه هاي هوائي در بوته، از تعداد و طول استولون ها در هر ساقه هوائي كاسته مي گردد. اما زيادي تعداد ساقه هاي هوائي ، كاهش تعداد استولون د رساقه هوائي را كاملاً جبران نموده و باعث افزايش استولون ها در واحد سطح مي شود. استولون ها ابتدا در گره هاي پائيني ساقه هوائي پديدار مي شوند و توليد آنها به طرف بالا تداوم مي يابد. ترتيب تشكيل غده نيز به همين صورت مي باشد. به اين طريق تشكيل غده در استولون هاي پائيني با توليد استولون هاي جديد همزمان باشد. استولون هاي پائيني بوته بيشترين سهم را در تشكيل عملكرد و توليد غده قابل ارائه به بازار دارند. غده ها گاهي در طول استولون بوجود مي آيند، امامعمولاً در انتهاي استولون تسكيل مي گردند. غده بندي با تجمع مواد در ميانگره هاي كمي پائينتر از رأس استولون آغاز مي شود و به  طرف رأس تداوم مي يابد. همراه با رشد غده، ميانگره هاي بالاتر موجود در مريستم رأسي استولون دچار تورم شده و حجم غده افزوده مي شود. از آنجائي كه سرعت تجمع مواد در غده بتدريج و با گذشت زمان كاهش مي يابد، تراكم چشمها در ناحيه رأسي بيشتر است. فرم رشد غده، بسته به رقم، مي تواند به صورت كروي يا بيضي شكل باشد. غده بندي و رشد غده تحت تأثير عوامل محيطي و گياهي قرار دارد. كليه عواملي كه موجب فراواني مواد فتوسنتزي، حركت كربوهيدراتهاي محلول به سمت انتهاي استولون و فعاليت آنزيمهاي سنتز نشاسته گردند موجب تحريك غده بندي و رشد شده. دماي بالا سبب افزايش تنفس و توزيع مواد فتوسنتزي به نفع بخشهاي رويشي هوائي مي گرددو غده بندي و رشد غده را به تأخير مي اندازد. طول روز كوتاه نيز از طريق تغيير هورموني سبب تسريع غده بندي در ارقام حساس به طول روز مي شود. هر چه رقم به طول روز حساستر باشد، غده بندي آن در روزهاي بلند بيشتر به تأخير مي افتد. كمي شدت نور سبب كاهش توليد مواد فتوسنتزي و تأخير در غده بندي و نقصان رشد غده خواهد شد. نيتروژن نقش پيچيده اي در شروع غده بندي و رشد غده دارد. كمبود مقدار نيتروژن سبب محدوديت رشد رويشي و تحريك تشكيل غده مي شود، اما موجب كاهش رشد غدد نيز مي گردد. فراواني نيتروژن موجب تحريك رشد هوائي شده ودر نتيجه غده بندي را به تأخير مي اندازد، ولي تا زماني كه ساير عوامل محيطي و گياهي محدود كننده نگردند، موجب افزايش رشد غده و عملكرد مي شود. بهر حال، راندمان رشد هوائي (نسبت وزن خشك اندامهاي هوائي به وزن خشك غده) در اثر زيادي نيتروژن كاهش مي يابد.
حجم اصلي غده را، مغز تشكيل مي دهد كه از سلولهاي پارانشيمي تشكيل شده است. در اطراف مغز، لايه اي از سلولهاي پارانشيمي وجود دارد كه پوست يا كورتكس ناميده مي شود و توسط يك حلقه آوندي از قسمت مغز جدا مي گردد. در اطراف پوست، لايه اي از بافت چوب بندي بنام پوسته يا پريدرم قرار دارد ، افزايش اندازه غده بطور عمده از طريق رشد و تعداد سلولهاي مغز اتفاق مي افتد. مواد ذخيره اي از طريق حلقه آوندي به مغز انتقال يافته و نيز در هنگام جوانه زني از همين طريق به چشمها منتقل مي شوند. نشاسته در سلولهاي پارانشيمي ذخيره شده و معمولاً 15 تا 25 درصد و تا حد اكثر 35 درصد وزن ترغده را تشكيل مي دهد. پروتئين به شكل كريستالهاي مكعبي شكلي در سلولهاي پارانشيمي مشاهده مي شوند. ميزان پروتئين در سلولهاي كورتكس بيش از سلولهاي مغز مي باشد. شرايطي كه موجب رشد سريع غده و توليدغدد بزرگ گردد، باعث پيدايش حفره اي با رنگ سفيد يا قهوه اي روشن در مغز سيب زميني مي شود. زيرا غده سيب زميني از ناحيه مركزي مغز به طرف بيرون رشد مي كند. بنابراين تقسيم سريع سلولي به سمت بيرون سبب خالي شدن ناحيه داخلي غده مي شود. چنين غددي فاقد علائم ظاهري بيروني هستند. حساسيت ارقام مختلف سيب زميني به پيدايش حفره متفاوت است كاشت ارقام حساس با فواصل بوته كمتر، حفظ رطوبت مناسب خاك طي فصل رشد ( عدم فراواني رطوبت خاك) و سعي در كاشت با تراكم كامل و بدون بوته هاي از دست رفته، براي كاهش احتمال پيدايش حفره در غدد مناسب است . زيادي سرعت رشد غده همچنين مي تواند موجب پيدايش تركهائي در سطح غده گردد. پوسته سيب زميني يا پريدرم، كه حفاظت از غده را بعهده دارد، معمولا قهوه اي رنگ بوده، اما ممكن است حاوي آنتي سيانين باشد و به رنگ قرمز ديده شود. اين ماده رنگي مي تواند به داخل پوست يا كورتكس كه در زير پريدرم قرار دارد نفوذ نمايد. عدسكها در روي پوست چوب پنبه اي مشاهده مي شوند كه بزرگ شدن عدسكهاي در روي پوست چوب پنبه اي نشانگر فراواني رطوبت و محدوديت تهويه خاك است. هنگامي كه غده زخمي مي شود، روي زخم نيز بافت چوب پنبه اي بوجود مي آيد تا غده را در مقابل نفوذ ميكروارگانيسمها محافظت نمايد. سرعت توليد چوب پنبه در دماي بيشتر از 20 درجه سانتي گراد و رطوبت بالا بيشترخواهد بود. گلهاي كامل سيب زميني به رنگ هاي سفيد, قرمز, ارغواني يا بنفش(بسته به رقم) و بطور متراكمي با گل آذين گرزن در انتهاي ساقه ها پديدار مي شوند. كاسه گل از پنج كاسبرگ بهم جوش خورده با پنج لب تشكيل شده و به رنگ سبز و كرداربوده. جام گل از پنج گلبرگ بهم جوش خورده با پنج لب تشكيل يافته است. پنج پرچم در قاعده بهم جوش خورده و تخمدان را در بر مي گيرند. ميله پرچمها كوتاه و كيسه هاي گرده طويل مي باشند. دانه هاي گرده از سوراخي كه در انتهاي كيسه گرده بوجود مي آيد آزاد مي شوند.
تخمدان زبرين سيب زميني از دو برچه با يك خامه بلند و يك كلاله دو شاخه تشكيل شده است. ميوه رسيده يك سته شبيه گوجه فرنگي كوچكي و به رنگ سبز بوده كه بندرت تحت شرايط زراعي تشكيل مي شود. سيب زميني گياهي آتوتتراپلوئيد ولي خودگشن بوده كه بعضي ارقام به دليل نر عقيمي توليد بذر نمي كنند و گلها در آنها ريزش مي يابند. ساير ارقام نيز بذر كمي از طريق خودگشني توليد مي كنند. بطور كلي ، عقيمي دانه گرده به وفور ديده مي شود كه در اثردماي بالا و بيماريهاي ويروسي و قارچي تشديد مي گردد. تحليل و تخريب تخمك نيز به وفور اتفاق مي افتد. بنابراين ريزش گلها قبل از تشكيل يا بلوغ ميوه و دانه بطور وسيعي ديده مي شود. ميزان دگرگشني در سيب زميني به فعاليت حشرات بستگي داشته و از صفر تا 20 درصد متغير است. بهر حال، بذر توليدي به دليل هتروزيگوسيتي شديد در زراعت مورد استفاده قرار نمي گيرد و فقط در اصلاح نباتات كاربرد دارد. براي تحريك گل دهي و تشكيل ميوه، قطعه اي از غده سيب زميني را در قاعده سوراخي درون آجر مي كارند تا از تشكيل غده جلو گيري كنند.هر ميوه مي تواند 50 تا 200 بذ رتوليد نمايد. بطور كلي اصلاح گياهاني كه از طريق رويشي تكثير مي يابند بسيار ساده تربوده، زيرا فقط كافي است بوته اي يافته شود كه كيفيتهاي مورد نظر را داشته باشد. پس از آن مي توان اين بوته را از طريق رويشي و توليد كلون در مدت كوتاهي تكثير نمود.


مراحل نمو
تقسيم بندي نمو سيب زميني براي مقاصد زراعي ارتباط به گل دهي و رسيدگي ميوه و دانه ندارد، بلكه بر مبناي تشكيل و رشد غده انجام مي گيرد. توجه شود كه گل دهي و غده بندي از نظر فيزيولوژيكي كاملاً مستقل بوده، هر چند ممكن است هر دو تحت تاثير عوامل محيطي و گياهي مشابهي قرار گيرند.
نمو سيب زميني شامل مراحل زير است:
كاشت تا سبز شدن؛ طي اين دوره جوانه رشد كرده و اولين برگ بطور كامل از خاك خارج مي شود. در اين دوران, ريشه ها در روي گره هاي پائيني ساقه هوايي بوجود مي آيند. طول اين دوره به ميزان خواب جوانه هاي موجود روي غده، دما و رطوبت خاك ،عمق و روش كاشت و بافت و ساختمان خاك بستگي دارد و غالباً 3 تا 4 هفته به طول مي انجامد. آغاز غده بندي؛ در اين زمان اولين غده به اندازه يك نخود در رأس يك استولون مشاهده مي شود. زمان شروع غده بندي تحت تأثير ميزان انتقال مواد غذائي به سمت ريشه قرارمي گيرد. اما معمولاً هنگامي كه ارتفاع بوته( از سطح خاك تا رأس مريستم انتهائي) به 15 تا 20 سانتي متررسيد، شروع مي شود. در اين زمان غدد به اندازه يك نخود درشت در انتهاي استولون ها تشكيل مي شوند. در بعضي ارقام و شرايط، اين مرحله با اوايل سبز شدن گلها همراه است. ارتباط وضعيت گل دهي با شروع غده بندي بايد براي هر رقم و شرايط محيطي مورد بررسي قرار گيرد تا بتوان از وضعيت گل دهي كه به سهولت قابل رويت است، به عنوان معياري از وضعيت غده بندي استفاده به عمل آورد. دوران غده بندي، كه طي آن غدد قابل برداشت تشكيل مي شود، در شرايط مساعد زراعي حدود 2 هفته به طول مي انجامند. رشد غده؛ گياه در اين مرحله حداكثر رشد رويشي را دارد، پوشش زمين كامل است و غدد در حال رشد سريع مي باشند. دوره رشد غدد حدود 60 تا 90 روز به طول مي انجامد. رسيدگي؛ در اين مرحله بخش هوائي گياه پير به نظر مي رسد و برگها شروع به زرد شدن مي كند. پوسته چوب پنبه اي غدد در حال تشكيل و ضخيم شدن است. در اين زمان درصد ماده خشك غده به حد مطلوب منطبق با شرايط توليد، رقم و هدف توليد( 17 تا 23 درصد) رسيده و پوست چوب پنبه اي در اثر مالش با دست جدا نمي شود. غده پس از برداشت و طي دوران انبار داري مراحلي از بلوغ فيزيولوژيكي را مي گذراند كه براي آن چهار مرحله در نظر گرفته مي شود. با عبور غده از مرحله يك به چهار، سن فيزيولوژيكي غده افزايش مي يابد.
اين چهار مرحله عبارتند از:
1. دوره استراحت كه طي آن جوانه هاي موجود در چشمها حتي در شرايط مساعد رشد نمي كنند طول اين دوره به رقم بستگي داشته و از 5 تا 19 هفته و غالباً از 1 تا 4 ماه متغير است. بطور كلي، هر چه غده در مرحله نارس تري برداشت شده باشد، طول دوره استراحت در آن زياد تر خواهد بود. وقوع يك دوره سرما( حدود 3 درجه سانتي گراد) سبب كوتاه شدن طول اين دوره و رسيدن آن به 3 هفته در بعضي ارقام مانند دزيره و آلفا مي شود. غده در بسياري از ارقام با قرار گرفتن در دماي سردخانه در حالت خواب باقي مي ماند. مدت عدم جوانه زني در سردخانه ( خواب) به رقم بستگي داشته و از 18 تا 33 هفته متغير مي باشد. وجود دماي بالاي طي دوران رشد غده و انبارداري ، وقوع خسارت در غده يا قطعه كردن غده سبب رفع و خواب مي شود و غده آماده جواني زني مي گردد.
2. دوره غالبيت انتهائي كه طي آن فقط جوانه انتهائي رشد مي كند. دوران غالبيت انتهائي معمولاً در دماي 5 تا 15 درجه سانتي گراد مشاهده مي شود. انتقال سريع غدد از دماي پائين به دماي بالا( 15 تا 20 درجه سانتي گراد) با رطوبت نسبي زياد سبب رفع غالبيت انتهائي شده و رشد ساير جوانه هاي غده آغاز مي گردد. حذف جوانه انتهائي غده و قرار دادن غدد در شرايط پيش جواني زني نيز سبب رفع غالبيت انتهائي مي شود.
3. دوره جوانه زني طبيعي كه طي آن جوانه هاي چند چشم رشد مي كند. طول اين دوره ، بسته به شرايط نگاه داري، تا چند ماه مي رسد. غددي كه در انتهاي دوران غالبيت انتهائي يا اوايل دوران جوانه زني طبيعي هستند، از نظر فيزيولوژيكي جوان محسوب مي شوند.غددي كه دراواسط مرحله جوانه زني طبيعي مي باشند (ميان سن) داراي حداكثرتوان جوانه زني بوده وبه سرعت سبزمي شوند، توليد ساقه هاي هوائي در آنها سريع بوده وچندين ساقه هوائي بوجود مي آورند.چنين غددي توليد بوته هائي با تعداد زيادي غده وعملكرد
بالا مي نمايند. با گذشت زمان،غدد بتدريج مسن ترمي شوند.غدد مسن توليد تعداد زيادي ساقه ضعيف مي نمايند. ممكن است غددي نسبتاً مسن براي مناطقي بافصل رشد كوتاه مناسب باشند،ولي براي مناطقي با فصل رشد طولاني مطلوب نخواهند بود. بطور كلي، هرچه فصل رشد كو هتاهترباشد، سن فيزيولوژيكي بالاتري در محدوده جوانه زني طبيعي مطلوب تر است . همچنين غددي كه در نواحي سرد توليد مي شوند داراي طول دوره جوانه زني طبيعي بيشتري بوده و در مقايسه با غددي كه در نواحي گرم توليد مي شودند.
ديرتر پير مي گردند. بنابراين نواحي سرد براي توليد غده بذري مطلوب تر هستند.
4 دوره پيري كه طي آن ساقه هاي لاغر، ضعيف و معمولاً منشعب بوجود مي آيند. جوانه هاي پير آنقدر ضعيف هستند كه نمي توانند سبز گردند.
 


سازگاري
سيب زميني در اكثر نواحي جهان و در محدوده عرض جغرافيائي 65 درجه شمالي تا 45 درجه جنوبي و از سطح دريا تا ارتفاع بيش از 3500 متر از سطح دريا ( بسته به عرض جغرافيايي) مورد كشت قرار مي گيرد. سيب زميني تقريبا در تمام نواحي ايران و تا ارتفاع حدود 2500 متر از سطح دريا (بسته به عرض جغرافيايي) كشت مي شود، زيرا بر اساس تلفيق عرض جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا و در نتيجه وضعيت دما مي توان تاريخ كاشت و فصل رشد مناسبي (از پاييز تا اواسط بهار) براي كاشت سيب زميني در نظر گرفت. به همين دليل،, بالاترين عملكرد ثبت شده توسط وزارت كشاورزي در سال 1376 براي سيب زميني, به استانهائي با
آب و هواي كاملاً متفاوت شامل سيستان و بلوچستان ( 30636 كيلوگرم در هكتار) تعلق دارند. در نواحي سرد كشور، وجود حداقل 100 روز بدون يخبندان براي توليد سيب زميني كفايت مي كند. در نواحي بسيار گرم كشور نيز، دماي پاييز و زمستان آنقدر ملايم مي باشد كه كه توليد سيب زميني در آنها امكان پذيربوده. واضح است كه با افزايش طول فصل رشد مناسب براي سيب زميني، به امكان انتخاب رقم، تاريخ كاشت وبرداشت افزوده مي شود و عملكرد بالاتري مورد انتظار خواهد بود. زيرا در شرايط مساعد رشد، ميزان افزايش عملكرد (براساس وزن تر) به يك تن در هر روز رشد گياه مي رسد. ايجاد شرايط مناسب و پايدار رشد براي حصول عملكرد بالا با شكل يكنواخت غده ضرورت دارد. تنوع دما، رطوبت و نيتروژن خاك، بخصوص در مرحله غده بندي و رشد غده سبب توليد غدد بد شكل مي شود.
شرايط هوايي خاص موثر بر عملكرد و كيفيت:
-1 دماي زياد:
سيب زميني گياهي سرمادوست و حساس به گرما است كه رشد خوبي در دماي شبانه روزي حدود 18 تا 20 درجه سانتي گراد دارد. شروع رشد جوانه در دماي 7 تا 9 درجه سانتي گراد به كندي آغاز مي شود، در دماي 18 درجه سانتيگراد در حداكثر است و در دماي 6 درجه سانتيگراد متوقف مي شود. دماي مناسب خاك براي شروع غده دهي 16 تا 19 درجه سانتي گراد مي باشد. با افزايش دماي خاك به بيش از 20 درجه سانتي گراد از سرعت رشد غده كاسته مي شود و رشد غده در دماي خاك حدود 30 درجه سانتيگراد يا بيشتر عملاً متوقف مي شود ، زيرا مصرف كربوهيدراتها براي تنفس و رشد رويشي بيش ازميزان فتوسنتز است. شبهاي خنك براي تجمع كربوهيدراتها مطلوب بوده، همچنين ميزان پوسيدگي ساقه و سوختگي داخل غدد در دماهاي بالا افزايش مي يابد. پوشش كامل خاك توسط اندامهاي هوائي و سطح مناسبي از رطوبت خاك، از افزايش دماي خاك جلوگيري مي كند. دماي بالا سبب تحريك رشد رويشي يا شاخص برداشت و توليد غدد بزرگ شده و دماي پائين سبب افزايش تعداد غده مي گردد. دماي بالا ي خاك همراه با تغييرات رطوبتي خاك و عدم تعادل تغذيه اي و يا تراكم خاك سبب رشد ثانويه، پيدايش تكمه وساير تغييرات شكلي در غدد مي گردد. عملكرد بالا از سيب زميني بهاره در نواحي حاصل مي شود كه ميانگين دماي گرمترين ماه سال كمتر از 25 درجه سانتي گراد باشد.
-2 تگرگ و يخبندان شبانه:
سيب زميني به يخبندان نيز حساس است. اندامهاي رويشي از دماي 2- درجه سانتي گراد يا كمتر آسيب مي بيند. سرما زدگي غدد ممكن است به دليل كشت ديرهنگام و يا تأخير در برداشت در نواحي سرد اتفاق افتد. بافتهاي يخ زده در اثر گرم شدن تغيير رنگ داده، متلاشي شده و به صورت توده نرم آبكي در مي آيند. علائم سرمازدگي در داخل غده به صورت رگه هائي از تغيير رنگ دسته هاي آوندي در داخل غده مي باشد.
-3 شدت نور:
سيب زميني از نظر گل دهي گياهي روز بلند و از نظر غده بندي گياهي روز كوتاه بشمار مي رود. اين دو صفت كاملاً مستقل از يكديگر مي باشند. هر چه رقم از نظر غده بندي ديررس تر باشد، حساسيت زيادتري نسبت به طول روز خواهد داشت. روزهاي طويل از طريق تأخير در شروع غده بندي ( در ارقام حساس به طول روز) و نيز از طريق تأمين مقداربيشتري مواد فتوسنتزي سبب افزايش رشد رويشي مي شود. روزهاي كوتاه باعث توليد استولون هاي كوتاه مي گردد. شدت نور زياد براي غده دهي زود هنگام، مناسب است و موجب افزايش عملكرد و درصد ماده خشك غده مي شود. اما شدت نور خيلي زياد مي تواند موجب تنش رطوبتي، زود رسي و كاهش عملكرد گردد. سيب زميني به بافت خاك، وجود سنگ ريزه، خرده سنگ و كلوخه در خاك حساس است. خاك هاي سبك تا متوسط ظرفيت آبگيري كمي دارند، اما بهتر گرم مي شوند و برداشت محصول در آنها آسان تر است. بافتهاي شن لومي ولوم شني با ماده آلي 2 تا 5 درصد براي سيب زميني ايده آل محسوب مي شوند، زيرا اين خاكها فاقد مشكلات آب ايستادگي بوده و توسعه بيماريها در اين گونه خاكها كمتر است. در شرايط ايران كه ماده آلي خاكها غالبا كمتراز 1 درصد است، بافتهاي متوسط مانند لومي، لوم سيلتي و لوم رسي شني مناسب بنظر مي رسند. خاكهاي نيمه سنگين و سنگين ظرفيت آبگيري بيشتري دارند، اما كار كردن در آنها مشكل تربوده، به سهولت كلوخه اي مي شوند، به غدد مي چسبند و مشكلات برداشت و تميز كردن غدد از خاك در آنها بيشتر است، بطور كلي، با ريزترشدن بافت خاك، ممكن است به پشته هاي قطورتري براي كاشت نياز باشد. خاكهاي سنگين مانند رس شني، رس سيلتي و رس به دليل فراواني رس، تشكيل سله، چسبندگي وكلوخه اي شدن مطلوب نيستند. خاك بايد عميق و تا عمق حداقل 90 سانتي متري فاقد لايه غير قابل نفوذ بوده و تا عمق 35 سانتي متري بخوبي نفوذ پذير باشد. نياز سيب زميني به نيتروژن زياد است، اما فراواني نيتروژن خاك موجب تحريك رشد هوائي، تأخير در رسيدگي و كاهش شاخص برداشت مي شود.
4-خاك PH:
حدود 6 تا 5 PH خاك ندارد و در محدوده PH سيب زميني حساسيت زيادي به به ميزان قابل توجهي كمتر از 6 باشد، بايد به حدود 6 رسانده شود. PH در صورتي كه 7 بخوبي رشد مي كند.
-5 شوري خاك:
درخاكهاي شور،رنگ - سيب زميني از گياهان حساس به شوري خاك محسوب مي شود برگها تيره شده حاشيه آنها مي سوزد.. سيب زميني به فراواني بر در خاك حساس است. آستانه تحمل سيب زميني به بر حدود 1 تا 2 گرم بر در مترمكعب عصاره اشباع خاك مي باشد. پتانسيل عملكرد متغير حد نهائي تحمل
50 75 90 100
5/9-6/0 3/8-4/0 2/5 1/ شوري خاك <_ 7
10/0
3/9 2/5 1/7 1/ شوري آب آبياري <_ 1
-6 رطوبت
سيب زميني به تنش رطوبتي، بخصوص از مرحله شروع غده بندي تا شروع زرد شدن برگها حساس است.بيشترين حساسيت به تنش رطوبتي در اواسط دوران رشد غده و حدود 3 تا 6 هفته پس از شروع غده بندي مشاهده مي گردد. توليد ديم سيب زميني در شرايطي كه بيش از 1000 ميلي متر باران ساليانه با توزيع مناسب وجود داشته باشد، مانند نواحي پر باران ساحل خزر، امكان پذير است. از سوي ديگر، سيب زميني به آب ايستادگي و عدم تهويه خاك حساس بوده. خاكهاي داراي محدوديت تهويه به دليل تأ خير در آماده شدن براي كاشت و برداشت و نيز توسعه بيماريها نامطلوب مي باشند. تشكيل عدسكهاي درشت نشانگر محدوديت تهويه، تحريك رشد رويشي، تسريع رشد غده و توليد غددي درشت با حفره هاي خالي در مركز مغز مي شود. بارندگيهاي شديد بهاره سبب سله بندي، سفت شدن لايه سطحي خاك و تأخير در سبز شدن مي شوند. در چنين شرايطي، سله شكني قبل از سبز شدن مفيد است.
 

ارقام
ارقام سيب زميني را مي توان بر اساس خصوصيات گياهشناسي، موارد استفاده وطول دوره رسيدگي گروه بندي نمود. ارقام مختلف سيب زميني از نظرگستردگي شاخ و برگ، رنگ گل، رنگ و شكل برگ، وجود و ميزان كرك روي برگ و ساقه، رشد روزت يا ايستاده، شكل غده، رنگ چشم و جوانه، ميزان فرو رفتگي چشم، رنگ و بافت پوسته چوب پنبه اي و رنگ و بافت مغز ( خشك، آبدار و يا دانه دار) با يكديگر متفاوتند. ارقام از لحاظ كيفيت مصرفي براي مصرف خانگي، چيپس و سرخ كرده با يكديگر فرق مي نمايند. از لحاظ طول دوره رشد ( كاشت تا رسيدگي)، ارقام به گروههاي زود رس، ميان رس و دير رس تقسيم مي شوند. طول دوره رشد در ارقام زود رس 90 تا 120 روز، در ارقام ميان رس 120 تا 150 روز و در ارقام دير رس 150 تا 180 روز مي باشد. واضح است كه اين محدوده هاي زماني مطلق نيستند و نيز طول دوره رشد با كاهش دما افزايش مي يابد. بنابراين، زود رسي ارقام در يك منطقه را با يد با يكديگر سنجيد. ارقام از نظر حساسيت به بيماريها نيز با يكديگر متفاوت مي باشند.انتخاب رقم مناسب براي هر ناحيه بايد با توجه به بازارپسندي و موارد استفاده غده، بيماريهاي شايع، طول فصل رشد مؤثر موجود( اولين تاريخ كاشت ممكن تا آخرين زمان برداشت و سرعت تجمع واحد گرمائي مورد نيازرقم) و زمان مناسب ارائه محصول به بازار ( با توجه به قيمت و عملكرد محصول) انجام مي گيرد. با توجه به اينكه طول فصل رشد مؤثر موجود نه تنها به دما، بلكه به رطوبت خاك و در نتيجه امكان ورود به زمين بستگي زيادي پيدا مي كند، امكان بررسي تناسب و انطباق طول دوره رشد ارقام با اقاليم مختلف كشور در ارقام سيب زميني ظاهراً ايراني كه به نامهاي استانبولي، باسمنج، اقليد، پشندي، ابلق، اصفهاني، شاهرودي و غيره در نقاط مختلف كشور كشت مي گردند، از تكثير غددي بدست آمده اند كه از نقاط مختلف دنيا به كشور وارد شده و تحت تأثير موتاسيون، انتخاب طبيعي و انتخاب فردي دچار تغييرات و ناخالصي گشته اند. از اين ارقام كه تا حدي خلوص دارند، مي توان به استانبولي و باسمنج اشاره نمود. سيب زميني باسمنج داراي شكل بيضي و پوست زبر است. سيب زميني استانبولي داراي شكل كشيده، مغز زرد رنگ و پوسته نازك و كمرنگ مي باشد. از مهمترين ارقام خارجي كه كم و بيش در ايران كشت گرديده و يا كشت مي شوند، ممكن است به آلفا، كوزيما، درگا، مورن، آئولا، مارفونا، آگريا، ماردونا، ديامونت و ساتانا اشاره 13 ارائه شده است. ارقام آلفا و كوزيما در اثر كشت متوالي - نمود. خصوصيات بعضي ازاين ارقام در جدول 2 در كشور به شدت به بيماريهاي ويروسي و باكتريائي آلوده گشته اند و نبايد مورد كشت قرار گيرند. 13 بعضي از خصوصيات تعدادي از ارقام سيب زميني مورد كاشت در ايران. - جدول 2 رنگ رنگ پوست رنگ مغز شكل غده رنگ گل گستردگي شاخ و برگ گروه رسيدگي رقم پتانسيل عملكرد طول دوره خواب مقدار ماده خشكعمق چشم جوانه
زرد زرد كمرنگ گرد يا بيضي قرمز روشن زياد ميان رس تا دير رس آلفا خوب زياد خوب متوسط قهوه اي تا قرمز روشنكمرنگ
زرد زرد گرد يا بيضي سفيد نسبتاً خوب ميان رس تا دير رس آئولا زياد زياد متوسط صورتي زرد مايل به گرد سفيد مايل به صورتي نسبتاً خوب زود رس تا ميان رس درگا زياد خيلي خوب خوب متوسط تا عميق سبز زرد كمرنگ سفيد بنفش كرم تيره زرد روشن بيضي بنفش خوب ميان رس تا دير رس كوزيما زياد زياد زياد سطحي تا متوسط قهوه اي تا قرمزروشن زرد كمرنگ زرد مايل به سفيد بيضي سفيد زياد دير رس مورن زياد زياد خوب سطحي زرد زرد كمرنگگرد تا بيضي سفيد نسبتاً خوب زود رس تا كمي دير رس مارفونا زياد زياد خوب متوسط تا عميق قرمز مايل به بنفش بنفش زرد مايل به قهوه اي زرد بيضي كشيده سفيد خوب ميان رس آگريا زياد زياد متوسط تا خوب سطحي 13 مقايسه خصوصيات مارفونا و كوزيما دريك مطالعه انجام شده در دانشگاه صنعتي اصفهان( - جدول 3 .( يعقوب نژاد، 1383
درصد غدد درشت تر ار صد گرم درصد ماده خشك عملكرد غده( كيلو گرم در تعداد روز از كاشت تا رقم هكتار) درصد پوشش كنوپي تعداد غده در بوته تعداد شاخه فرعي در بوته تعدا شاخه اصلي در بودته رسيدگي غده بندي گلدهي 18/9 26670 80/1 6/9 6/3 3/5 105 55 مارفونا 55
32580 92/3 15/7 28/3 5/0 111 60 51/8 كوزيما 63
23/8 21/2
تناوب زراعي
سيب زميني بعنوان محصول وجيني درجه اول به ساختمان خاك بيش از ساير گياهان زراعي حساس است و غالباً پس از گياهان علوفه اي چند ساله، كود سبز و يا مصرف كود حيواني فراوان( 20 تا 40 تن در هكتار) در سيكل تناوبي قرار مي گيرد. از سوي ديگر، سيب زميني به بيماريها و در نتيجه توالي كاشت حساس بوده و نبايد كمتر از 4 سال يكبار در يك قطعه زمين كاشته شود. تناوب سيب زميني با يونجه، ذرت، گندم و جو در سيكل تناوبي از لحاظ جلوگيري از گسترش بيماريها مطلوب است. در صورت وجود وگسترش بيماري پوسيدگي تر( ناشي از قارچ پيتيوم) نبايد سيب زميني با لوبيا در تناوب قرار داده شود. توجه به بيماريهاي شايع ومشترك ساير گياهان با سيب زميني در بيماريها نقش مهمي در انتخاب تناوب زراعي دارد. سيب زميني بقاياي گياهي كمي از خود باقي مي گذارد. در نواحي كه بعد از سيب زميني، زمين به حالت آيش فصلي زمستانه رها مي شود و زيادي بارندگي سبب پيدايش خطر فرسايش مي گردد، لازم است بعد از سيب زميني از گياهان پوششي مثل جو، چاودار، خلر، شبدر و غيره استفاده شود تا پوشش مناسبي روي سطح
خاك بوجود آورند. حساسيت رقم جو به سرما سبب مي شود كه گياه در اثر سرما خشك شود و در آخر زمستان شخم زده شود و در زمين محصول ديگري كاشت شود. سيب زميني در مقايسه با بسياري از محصولات زراعي ديگر زودرس تر است. بخش هوائي آن نه تنها ظريف است، بلكه قبل از برداشت آنها را خرد مي كنند و برداشت آن با باز كردن خاك تا عمق 15 تا 20 سانتي متري همراه مي باشد. چنين خصوصياتي، سيب زميني را گياه مناسبي براي قرار گرفتن قبل از گياهان پائيزه در كشت بهاره سيب زميني يا قبل از گياهان گرما دوست در كشت پائيزه سيب زميني مي سازد. گاه ممكن است اولويت سيب زميني در بهره گيري از ساختمان خاك را فداي ضرورت تسهيل عمليات تهيه بستر و يا كوتاه سازي سيكل تناوبي نمود. نمونه هائي از اين تغيير در تبديل تناوب زراعي شماره يك به شماره دو و شماره سه به شماره چهار در كشت بهاره سيب زميني مشاهده مي شود. تناوب شماره پنج وضعيتي از كشت پائيزه سيب زميني و ضرورتهاي تأمين فرصت براي آماده سازي بستر را نشان مي دهد كه بهره وري از ساختمان خاك را تحت الشعاع قرار داده است.
01 يونجه( 4تا 6سال)- سيب زميني- چغندرقند- سويا- گندم- جو
2. يونجه( 4 تا 6 سال)- چغندر قند- سيب زميني- گندم- جو
3. شبدر- سيب زميني- ذرت- لوبيا- گندم- جو
4. شبدر- ذرت- سيب زميني- گندم- جو
5. يونجه( 4 تا 6 سال)- چغندر قند پائيزه- ذرت سيلوئي تابستانه- ذرت دانه اي بهار، لوبيا چشم بلبلي
تابستانه( يك نيام چيني و سپس شخم زدن به عنوان كودسبز)- سيب زميني پائيزه- گندم
در شرايط ديم ممكن است از تناوبهاي زير استفاده بعمل آورد:
1. سيب زميني- آفتاب گردان يا ذرت- گندم
2. شبدر يا خلر( كود سبز)- سيب زميني- آفتاب گردان- گندم
3. شبدر- سيب زميني، پنبه- ذرت- گندم
 

كود شيميايي
نياز سيب زميني به عناصر غذائي خاك زياد است. مقدارعناصر خاك بر ميزان رشد رويشي، زمان غده بندي، زمان رسيدگي، اندازه و وزن مخصوص غده، توسعه بافت چوب پنبه اي و آسيب پذيري غدد سيب زميني از ضربات مكانيكي تأثير مي گذارد. كمبود نيتروژن خاك سبب كاهش عملكرد، گسترش بيماريها و پيري زودرس گياه مي شود. از سوي ديگر، زيادي نيتروژن خاك باعث تحريك رشد رويشي، تأخير در غده بندي و رسيدگي، كاهش وزن مخصوص غده، افزايش درصد غدد درشت، حفره هاي مغزي و قندهاي احياء كننده مي گردد. زيادي درصد غدد درشت، حفره هاي مغزي وقندهاي احياء كننده باعث كاهش كيفيت انبارسازي سيب زميني مي شود. زيادي نيتروژن خاك، بخصوص در هواي گرم( كه خود تحريك كننده رشد رويشي و تأخير در غده بندي و رسيدگي مي باشد) بسيار نامطلوب است. چنانچه در اثر تأخير در رسيدگي، دوران برداشت به هواي خنك برخوردنمايد، احتمال آسيب به غدد طي عمليات برداشت افزايش مي يابد.غدد درشت نيز به آسيب مكانيكي حساس مي باشند. زيادي نيتروژن خاك مي تواند موجب افزايش نيترات غدد گردد و از اين لحاظ نيز بسيار نامطلوب مي باشد. نياز سيب زميني به پتاسيم ازبسياري محصولات ديگر بيشتر است. فراواني پتاسيم خاك موجب كاهش وزن مخصوص سيب زميني و توسعه پوسته چوب پنبه اي آن ميشود. اين دو صفت سبب نقصان خسارت مكانيكي در جريان برداشت و انبار سازي مي گردند. گسترش پوست چوب پنبه اي سبب بهبود خاصيت انباري مي شود. فراواني پتاسيم خاك براي كاهش قندهاي احياء كننده ودر نتيجه افزايش كيفيت انبارداري و سرخ كردن مطلوب مي باشد. فراواني فسفر خاك موجب افزايش تعداد غده در بوته مي گردد.مقدار عنصر جذب شده از خاك به ازاء هر تن غده سيب زميني توليدي به ميزان رشد رويشي، شاخص برداشت وميزان عناصر غذائي موجود در خاك واندامهاي موجود بستگي زيادي دارد. در شرايط متعادلي 2 تا 6 كيلو / از رشد و توليد عملكردهاي معقولي از سيب زميني، به ازاء هر تن غده توليدي به حدود 3 8 كيلو گرم / 2 تا 3 / 1 كيلو گرم اكسيد فسفر)و 7 / 0تا 0 / 0 كيلو گرم فسفر( 7 / 0 تا 44 / گرم نيتروژن،  3 تا 10 كيلو گرم اكسيد پتاسيم) از خاك خارج مي شود. ضرايب پائين تر نشانگر شرايط / پتاسيم( 2مناسب تررشد و راندمان بالاتر عناصر غذائي مي باشد. حدود 40 تا 50 درصد نيتروژن و 30 تا 40 درصد فسفر وپتاسيم جذب شده در اندامهاي هوائي قرار دارد كه همراه با بقاياي گياهي به خاك برگشته و مي توانند مورد استفاده محصولات بعدي قرار گيرند.
واضح است كه ضرايب اخير نيز به ميزان رشد رويشي وشاخص برداشت بستگي داشته و ثابت نيستند. مقدار كود شيميايي مورد نياز سيب زميني به عملكرد مورد انتظار، مقدار عناصر غذائي در خاك، رقم و طول دوره رشد آن محصول قبلي در زمين و ميزان كود حيواني مصرفي بستگي دارد. قسمت اعظم توسعه ريشه سيب زميني تا عمق 60 سانتي متري ديده ميشود. به همين جهت، براي تعيين مقدار كود نيتروژن مورد نياز محصول، ميزان نيتروژن خاك را تا عمق ارزيابي مي كنند. به نظر مي رسد، براي توليد حدود 40 تن غده در هكتار بايد حدود 180 كيلوگرم نيتروژن به صورت جمع موجودي خاك و كود شيميايي در اختيار گياه قرار گيرد. تفاوت راندمان موجودي خاك با راندمان كود شيميايي مصرفي و عدم ثبات گياه به كود در شرايط مختلف سبب ابهام در تعيين دقيق مقدار كود مورد نياز شده است. براساس بعضي از منابع، بايد موجودي نيترات خاك را تا سطح 20 ميلي گرم در كيلو گرم خاك ناديده گرفت. براي مازاد اين مقدار به ازاء حدود هر 5 قسمت در ميليون نيترات موجود در خاك مي توان حدود 10 كيلو گرم از كود نيتروژن مصرفي كاست. بطور مثال، چنانچه عملكرد حدود 40 تن در هكتار غده مورد نظر بوده و ميزان نيترات خاك تا عمق 60 سانتيمتري بين 25 تا 30 قسمت در ميليون باشد، به حدود 160 كيلو گرم نيتروژن كودي نياز خواهد بود. ماده آلي خاك نيز ميتواند تأمين كننده بخشي از نيتروژن مورد نياز باشد. هر يك درصد ماده آلي خاك حدود 30 كيلو گرم نيتروژن طي فصل رشد آزاد مي نمايد. هنگام تهيه بستر ممكن است كود دامي به خاك اضافه شود. هر 10 تن كود گاوي( همراه با مواد بستري) حدود 15 كيلو گرم نيتروژن، 9 كيلو گرم فسفر و 31 كيلو گرم پتاسيم به خاك اضافه مي نمايد. مقدار نيتروژني كه توسط بقاياي گندم و ذرت طي فصل رشد به خاك اضافه ميشود غالباً ناچيز است. بقاياي حبوبات به طور ميانگين حدود 30 كيلو گرم نيتروژن به خاك اضافه مي كند. مقدار نيتروژني كه از بقاياي يونجه به خاك اضافه مي شود به ميزان پوشش خاك توسط يونجه بستگي دارد. در صورتي كه ميزان پوشش زمين در زمان شخم يونجه حدود 40 تا 60 درصد باشد، به همين ميزان( 40 تا 60 كيلو گرم در هكتار) نيتروژن به خاك اضافه مي گردد. در يك مطالعه انجام شده در دانشگاه صنعتي اصفهان، هنگامي كه مقدار كل نيتروژن خاك تا عمق 60 0 درصد باشد و خاك در شرايط عدم مصرف كود شيميايي (تيمار شاهد) / سانتي متري حدود 064 توانست حدود 86 كيلو گرم نيتروژن در اختيار گياه گذارد، مصرف 180 كيلو گرم نيتروژن كودي منجر 38 تن در هكتار غده گرديد. بطور كلي، در ايران كه ساير عوامل زراعي براي / به توليد عملكردي حدود 8 حد اكثر بهره وري از نيتروژن ممكن است مطلوب نباشد و در وضعيت متوسطي از حاصلخيزي خاك، براي توليد عملكردهائي حدود 40 تن در هكتار به 180 تا 200 كيلوگرم در هكتار نيتروژن كودي نياز است. اين ميزان كود پيشنهادي را لازم است متناسب با شرايط، اصلاح نمود. ضرورت تقسيط كود نيتروژن مصرفي پيش كاشت و سرك احتمال شستشوي نيتروژن از خاك و روش مصرفي كود سرك بستگي دارد. در شرايطي كه خطر شستشو كم است، مي توان تا نصف كل كود نيتروژن را به صورت پيش كاشت مصرف كرد و هرگاه كود سرك در حاشيه پشته( مشابه چغندر قند) قرار داده شود و يا قبل از خاك دهي پاشيده شده باشد، مي توان تا سه چهارم كل كود مصرفي را به صورت سرك مصرف نمود. بطور كلي، بهتر است حدود ربع كل كود نيتروژن به صورت پيش كاشت و بقيه به صورت سرك در حاشيه پشته قرار داده شود و يا قبل از خاك دهي پاي بوته ها در كنار رديف كاشت پاشيده گردد. روش ديگري براي قرار دادن كود سرك در خاك، پاشيدن كود در بين رديفها و زدن كولتيواتور است. اما راندمان اثر بخشي كود در اين روش كم است، زيرا بخش قابل توجهي از كود در ناحيه وسط جوي باقي مي ماند. هنگام زدن كولتيواتور بايد مواظب بود كه پاشنه هاي كولتيواتور به ريشه ها آسيب نرساند. چنانچه كود نيتروژن به صورت محلول در سيستم آبياري باراني تزريق مي شود،در هر بار آبياري يا هر هفته بيش از 20 كيلو گرم در هكتار نيتروژن مصرف نگردد. دوران مصرف كود سرك همراه با آبياري باراني بين 3 تا 8 هفته پس از سبز شدن مي باشد. كود بيش كاشت را مي توان ترجيحاً به صورت نواري( 5تا 10 سانتي متر در يك يا دو طرف غده و 5 سانتي متر پائين تر از مكان غده) در خاك قرار دارد و يا روي سطح خاك پاشيد و با ديسك در خاك اختلاط داد و يا مستقيماً با فارور در بدنه پشته تجمع داد.
زمان مناسب براي قرار دادن كود نيتروژن سرك در بدنه پشته، پيدايش اولين آثار غده بندي مي باشد.
معيار تقريبي ديگري مي تواند 3 تا 4 هفته پس از سبز شدن باشد. واضح است كه مقدار كود مصرفي به صورت پيش كاشت، برعكس العمل و حساسيت گياه نسبت به زمان مصرف كود سرك تأثير بسزايي دارد. مصرف مقدار كمي نيتروژن به صورت پيش كاشت و بدنبال آن مصرف دير هنگام كود سرك ميتوانند سبب تنوع مقدار نيتروژن خاك طي دوران تشكيل و رشد غدد شده و موجب توليد غدد بدشكل گردد. براي تعيين مقدار كود فسفر مورد نياز، ميزان فسفر خاك معمولاً تا عمق 15 سنتي متري ارزيابي مي كنند. براي حصول عملكردهائي حدود 40 تن درهكتار غده سيب زميني، مي توان ضرايب تقريبي زير را براي مصرف كود فسفر بكار برد. در خاكهاي نسبتاً فقير كه ميزان فسفر آنها كمتر از حدود 7 قسمت در ميليون است به 120 تا 130 كيلو گرم در هكتار اكسيد فسفر، در شرايطي كه مقدار فسفر خاك حدود 8 تا 11 قسمت در ميليون است به حدود 75 تا 90 كيلو گرم در هكتار اكسيد فسفر و در خاكهايي كه مقدار فسفر حدود 12 تا 15 قسمت در ميليون باشد به 30 تا 50 كيلو گرم در هكتار اكسيد فسفر نياز است. در خاكهاي غني از فسفر( بيش از 16 قسمت در ميليون) به مصرف كود فسفر نيازي نيست. اعداد فوق نشانگر افزايش راندمان جذب فسفر موجود در خاك همراه با زياد شدن موجودي خاك است. در حال حاضر، مقدار فسفر موجود در بسياري از خاكهاي ايران بيش از 20 قسمت در ميليون است و به مصرف كود فسفر در آنها تا زمان كاهش موجودي فسفر خاك نيازي نمي باشد. در صورتي كه اطلاعي از مقدار فسفر موجود در خاك در دسترس نيست، مي توان براي حصول عملكردهائي حدود 40 تن در هكتار تا حداكثر 90 كيلو گرم در هكتار فسفر به صورت پيش كاشت وهمراه با نيتروژن پيش كاشتي مصرف كرد. قرار دادن كود فسفربه صورت نواري در خاك بر ساير روشها از لحاظ راندمان كود ارجح است. مقدار پتاسيم خاك را معمولاً تا عمق 15 سانتي متري ارزيابي مي كنند. در خاكهاي نواحي با تابستان خشك، معمولاً بيش از 200 قسمت در ميليون پتاسيم وجود دارد و به مصرف كود پتاسيم با عملكردهاي تا 50 تن در هكتار نيازي نيست. در خاكهائي كه از نظر پتاسيم فقير مي باشند( كمتر از 150 قسمت درميليون) مصرف حدود 50 و بندرت تا 100 كيلو گرم در هكتار اكسيد پتاسيم براي حصول عملكرد هائي حدود 40 تن در هكتار كفايت مي نمايد. تمامي كود پتاسيم را همراه با كود نيتروژن پيش كاشتي و ترجيحاً به صورت نواري مصرف مي كنند. مصرف سولفات پتاسيم بر كلرور پتاسيم ارجح است، زيرا كلر موجب كاهش وزن مخصوص غده( درصد ماده خشك) مي شود. تهيه بستر سيب زميني به تراكم خاك و وجودكلوخه در بستر بسيار حساس است. تراكم خاك از گسترش ريشه و بخصوص غدد جلوگيري مي كند. وجود كلوخه هاي سخت در بستر كه طي فصل رشد باقي مي مانند، مي توانند به رشد غدد آسيب رسانده، موجب بد شكل شدن غدد گردند و همراه با غدد وارد دستگاه برداشت شوند و در آنجا به غدد آسيب رسانند. زمين مورد كاشت سيب زميني بايد تا عمق 90 سانتي متري فاقد لايه تراكم باشد و خاك تا عمق حداقل 35 سانتي متري بخوبي نفوذ پذيرباشد. بنابراين، تلاش براي تهيه بستري با كيفيت مطلوب جهت حصول حداكثر كميت و كيفيت محصول ضرورت دارد. عمليات تهيه بستري كه براي چغندر قند در توالي هاي... - يونجه- چغندر قند- ... و ... - گياهان جاليزي- چغندر قند- ... ارائه شده اند، براي سيب زميني نيز صادق مي باشند. با اين تفاوت كه زمان كاشت سيب زميني بهاره ممكن است 2تا 3 هفته قبل از چغندر قند باشد. در اينجا عمليات تهيه بستر سيب زميني بهاره در توالي ... - هويج، سيب زميني- ...
تحت شرايط كشت آبي و در اقليمي مشابه شيراز به شرح زير پيشنهاد مي گردد:
دراين اقليم، هويج به صورت نواري در اواخر شهريور كاشته شده و تا اوايل آذر برداشت مي شود. فرض گردد طي عمليات برداشت هويج، خاك گاورو بوده و تا عمق نزديك به 20 سانتي متر كاملاً باز شده است و به تسطيح زمين نيازي نيست.وضعيت بقاياي هويج به ميزان مكانيزاسيون و روش برداشت مزرعه بستگي دارد. در اينجا فرض مي شود كه بقايا بهر طريق از روي بوته ها بريده شده و روي سطح خاك پراكنده شده اند و در اثر عمليات برداشت كم و بيش با خاك اختلاط يافته اند.استفاده از گاوآهن قلمي سنگين جهت شكافتن خاك عمقي پس از برداشت هويج پيشنهاد مي شود.زمين بايد به همين حال تا اواخر بهمن رها شود. در اين اقليم، خاك طي زمستان به دليل بارندگيها كم و بيش مرطوب است و ميانگين دماي سردترين ماه سال از 5 درجه سانتي گراد بيشتر بوده، درنتيجه پوسيدگي بقاياي ظريف هويج در حد قابل قبولي انجام مي شود و اين بقايا در كاشت و استقرار سيب زميني اختلال نمي يابند. در اواخر بهمن و با مساعد شدن رطوبت خاك، كود شيميايي پاشيده گردد و با ديسك در خاك اختلاط داده شود. كاشت با رديف كار مخصوص در اواخر بهمن بعمل آيد. علف كشهاي پيش رويشي بعد از كاشت سيب زميني و در زمانهاي لازم مصرف گردند. عمليات تهيه بستر سيب زميني بهاره ديم را ممكن است در نواحي كمي سرد تا نيمه سرد و پر باران ساحل خزر در توالي... - گندم- شبدر( كود سبز)، سيب زميني- ... مورد بررسي قرار داد. شبدر درشهريور به صورت مسطح كاشته شده و طي پائيز ممكن است مورد برداشت و يا چراي دام قرار گيرد. دراين اقليم، سيب زميني در اواخر بهمن تا اوايل اسفند كاشته مي شود. لازم است شبدر حدود 4 هفته قبل از كاشت سيب زميني با استفاده از علف كش گراماكسون خشك گردد. سپس كود شيميايي فسفر و در صورت لزوم پتاسيم پاشيده شود و زمين در وضعيت رطوبتي مناسب شخم برگردان زده شود. زمين به همين صورت براي كاشت آماده است.
 

تاريخ كاشت
سيب زميني بقاياي ظريفي دارد كه مدتي قبل از برداشت توسط دستگاههاي مكانيكي از نزديك سطح زمين قطع و خرد مي شوند. بنابراين ، بقاياي گياهي سيب زميني دركشت محصول بعدي ايجاد اختلال نمي نمايد. به علاوه در هنگام برداشت، خاك تا عمق 15 تا 20 سانتي متري شكافته و باز مي شود. اين عمليات وضعيت مناسبي براي كاشت محصول بعدي بوجود مي آورد و آن تسهيل مي سازد. بنابراين، با زمان بندي مناسب كاشت و برداشت انتخاب رقم مناسب، بخصوص در كاشت بهاره، مي تواند زمين را براي كاشت بموقع محصول بعدي آماده سازد و راندمان بهره وري از زمين را افزايش دهد. سيب زميني در نواحي اقليمي با زمستان كمي سرد به صورت بهاره در نواحي اقليمي با زمستان ملايم تا كمي سرد به صورت پائيزه كاشته مي شود.
عواملي كه در انتخاب تاريخ كاشت سيب زميني مؤثرند عبارتند از احتمال سرمازدگي در كاشت پائيزه، حداقل دماي خاك در كاشت بهاره و حداكثر دماي خاك در كشت پائيزه( براي شروع جوانه زني و رشد، فرار از گرماي شديد تابستان ونيز گريز از سرماي پائيزه)،رطوبت خاك، طول دوره رشد رقم مورد كاشت، زمان ارائه محصول به بازار و آزاد شدن زمين براي كاشت محصول بعدي. رشد جوانه در دماي 9 درجه سانتي گراد به كندي آغاز مي گردد. بنابراين، اولين تاريخ ممكن براي كاشت بهاره سيب زميني هنگامي است كه ميانگين دماي خاك در عمق كاشت به اين حدود رسيده باشد. ممكن است رسيدن دماي شبانه روزي هوا به حدود 10 درجه سانتي گراد در اواخر زمستان تا اوايل بهار را بعنوان اولين زمان مناسب براي كاشت انتخاب نمود. وقوع اين دما در اصفهان با اواسط اسفند منطبق مي باشد. درنواحي با زمستان سرد كه فصل رشد بهاره فاقد محدوديت بوده، رسيدن ميانگين دماي شبانه روزي هوا به 13 تا 15 درجه سانتي گراد براي كاشت مناسب است. بعضي پيشنهاد نموده اند كه در نواحي با زمستان نيمه سرد تا سرد مي توان سيب زميني را در پائيز كاشت و سبز شدن آن را به گرم شدن هوا در بهار موكول ساخت. اين عمل، غدد كاشته شده را در شرايط حرارتي نامساعد وبسيار متغير خاك طي پائيز و زمستان قرار مي دهد. بهتر است غدد بذري را در شرايط مساعد و كنترل شده انبار سازي نمود و پس از آماده سازي غدد براي كاشت و به طريقي كه در مبحث روش كاشت توضيح داده خواهد شد، در بهار كشت نمود.براي كاشت پائيزه بايد منتظر خنك شدن هوا در پائيز و رسيدن ميانگين دماي شبانه روزي هوا به كمتر از 22 درجه سانتي گراد شد. اين شرايط در نواحي گرم خوزستان با نيمه اول آبان منطبق مي باشد.
تأخير در كاشت تا رسيدن ميانگين دماي شبانه روزي هوا به كمتر از 15 درجه سانتي گراد مي تواند اواخر دوران رشد سيب زميني را با هواي گرم نيمه دوم بهار روبرو سازد.در نواحي كه ميانگين دماي گرمترين ماه سال بيش از 25 درجه سانتي گراد است( مانند اصفهان و نواحي گرمتر)، رشد غدد ممكن است از دماي بالاي خاك آسيب ديده و يا بوته ها دچار پوسيدگي ساقه و سوختگي داخلي غدد گردند. در اين شرايط، پوشش كامل زمين توسط اندامهاي هوائي از گرم شدن خاك و بروز خسارت مي كاهد. بنابراين، كاشت زود هنگام بهاره براي گسترش كامل اندامهاي هوائي قبل از وقوع گرماي شديد ضرورت دارد. در نواحي با زمستان سرد مانند شهركرد، فريدن، همدان و غيره برداشت سيب زميني قبل از وقوع سرماي پائيزه ضرورت دارد. وقوع سرما در اواخر دوره رشد نه تنها با خطر سرمازدگي محصول همراه است، بلكه آسيب پذيري غدد را از ضربات مكانيكي افزايش مي دهد. در چنين نواحي نيز كشت زود هنگام بهاره ضرورت دارد. اما چنانچه رطوبت خاك در زمان كاشت به دليل بارندگيهاي بهاره زيادباشد، اجباراً كاشت تا رسيدن رطوبت خاك به حد مناسب به تأخير مي افتد. زيرا امكان كاشت سبب تأخير در سبز شدن مي شود. غددي كه به تازگي بريده شده و در اين شرايط كاشته مي شوند، بخوبي توليد پوست چوب پنبه اي نمي كنند، آب از دست مي دهند، مورد حمله ميكروارگانيسمها قرار مي گيرند و رشد خوبي نخواهند داشت. غير يكنواختي رشد سبب مي شود كه كليه عمليات داشت مختل گردد. همچنين بوته هاي كوچك و ضعيفي كه در اين شرايط بوجود مي آيند توان رقابتي كمي با علفهاي هرز خواهند داشت. واضح است كه هر چه طول دوران رشد رقم مورد كاشت بيشتر باشد، تاريخ كاشت زودتر را بايددر نظرگرفت تا محصول به شرايط نامناسب جوي برخورد ننمايد. زمان ارائه محصول به بازار از لحاظ استفاده از قيمت بالاي محصول، بخصوص در كشت پائيزه، اهميت زيادي در تعيين تاريخ كاشت دارد. اين هدف تنها باتلفيق ميزان زود رسي رقم انتخابي با تاريخ كاشت امكان پذير مي گردد. توجه شود كه عدم استفاده از تمامي طول فصل موجود و برداشت زود هنگام با عملكرد پائين تري همراه بوده. بنابراين انجام محاسبات اقتصادي براي تصميم گيري ضرورت دارد.تاريخ كاشت سيب زميني در شرايط ديم بيشتر تابعي از امكان ورود به زمين از لحاظ مناسب بودن رطوبت خاك و نيز دماي هوا و خاك مي باشد.توزيع باران طي فصل رشد نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. كشت سيب زميني درنواحي پر باران ساحل خزر مي تواند بسته به سرماي زمستان درپائيز يا بهار انجام گيرد. كاشت پائيزه در نواحي كه انواع درختان مركبات بخوبي رشد مي كنند، به دليل عدم سرماي كشنده و نيز بهره وري از بارندگيهاي زمستانه ارجح مي باشد. از نظر دمائي، مي توان به رسيدن ميانگين دماي شبانه روزي هوا به كمتر از 22 درجه سانتي گراد در كشت پائيزه و به حد اقل 10 درجه سانتي گراد در كشت بهاره توجه نمود.
 


روش كاشت
بيماريهاي قارچي، باكتريهائي، ويروسي و نماتدها از طريق غدد انتقال مي يابند. بسياري از عوامل بيماريزا ممكن است روي غده باشند، ولي علائم ظاهري نشان ندهند. به همين جهت استفاده از غدد بذري گواهي شده ضرورت دارد. با اين حال، توجه شود كه عمليات و رعايت بهداشت توسط توليد كننده غده بذري نقش مهمي در كنترل و گسترش بيماريها خواهدداشت. بدين لحاظ، بازديد مستمر مزرعه اي كه قرار است غده بذري از آن خريداري شود بسيار مفيد است. بايد مطمئن گرديد كه برنامه مبارزه با بيماريها بخوبي انجام گرفته و غدد برداشت شده در شرايط مناسبي نگاه داري شده اند. غددي كه از انبار خارج مي شوند بايد مورد بررسي چشمي قرار گيرند، كه آثار بيماري را نشان ندهند، جوانه ها به ميزان زيادي رشد نكرده باشند، فاقد ترك خوردگي بوده و يخ زدگي نداشته باشند. توده غده بذري كه داراي 5 درصد يا بيشتر غدد آسيب ديده و يا بيمارباشد براي كاشت مناسب نيست.بسياري از ارقام داراي يك دوره خواب مي باشند.انتظار مي رود كه خواب غده طي دوران انبار داري شكسته شده باشد. براي كنترل وجود خواب در غده، مي توان چند غده را در دماي اتاق قرار داد و ضعيت رشد جوانه ها را بررسي كرد. خواب غده را مي توان از طريق شيميايي و يا تناوب دماي پائين و بالاي مرطوب ( 5 تا 20 درجه سانتي گراد) شكست. براي رفع خواب به طريق شيميايي مي توان غدد را قرارداد. عمل قطعه (GA به مدت 10 دقيقه در محلول 2تا 10 قسمت در ميليون جيبرليك اسيد( 3 كردن نيز سبب تسريع رفع خواب مي شود. رفع خواب معمولاً هنگامي ضرورت مي يابد كه غدد در مدت كوتاهي پس از برداشت كاشته مي شوند. چنين غددي بايد مدتي در معرض نور نيز قرار گيرند تا هورمون زمين گريزي در جوانه هاي چشمها نيز بوجود آيد. غده اي كه در خواب نيستند، ممكن است از نظر سن فيزيولوژيكي متفاوت باشند. عوامل مؤثر درسن فيزيولوژيكي عبارتند از: تنش هاي محيطي طي فصل رشد، دماي محيط ذخيره و طول دوران انبارداري ، براي ارزيابي سن فيزيولوژيكي مي توان چند غده را در تاريكي و دماي 15 تا 18 درجه سانتي گراد قرار داد ومدت زمان تا رشد جوانه ها را مشخص ساخت. اين زمان تعيين كننده مدتي است كه بايد غدد را قبل از كاشت گرم نمود. در غده هاي جوان، جوانه انتهائي شروع به رشد مي كند ولي سايرجوانه ها به دليل غالبيت انتهائي رشد نمي كنند. چنين غددي توليد ساقه هاي كمي مي كنند و درنتيجه تعداد كمي غده بزرگ بوجود مي آيند. غدد ( ميان رس) فاقد غالبيت انتهائي بوده و تقريباً تمام جوانه هاي غده رشد مي كنند. چنين غددي توليد چندين ساقه و تعداد زيادي غده خواهند كرد. در غده مسن، شاخه هاي جانبي هر جوانه در چشمها نيز رشد مي كنند.در نتيجه ، غده مسن توليد جوانه هاي منشعب مي نمايد كه ضعيف و طويل هستند و نمي توانند بوته هاي قوي بوجودآورند. چنين غددي توليد تعداد زيادي غده در هر بوته مي كنند، اما بوته ضعيف است و غدد بخوبي بزرگ نمي شوند. چنين غددي براي كاشت مناسب نيستند. در رابطه با آماده سازي غدد براي كاشت دستورالعملهاي بسيار متنوع و متضادي وجود دارد. در اينجا سعي مي شود كه با توجه به امكانات موجود درايران، روش مناسبي تلفيق و پيشنهاد گردد. در روش پيشنهادي، فرض شده است كه غدد در سردخانه و در دماي مناسب نگاه داري شده اند. غدد طي اين مدت رفع خواب نموده، ولي جوانه ها رشد قابل توجهي ندارند. چنانچه جوانه هاي انتهائي غدد در زمان خارج سازي از سردخانه رشد قابل توجهي كرده اند. بايد قطع شوند تا غالبيت انتهائي از بين برود و بقيه جوانه ها بتوانند رشد نمايند. غدد بذري كه از سردخانه خارج مي شوند ممكن است از نظر اندازه بسيار متفاوت باشند و بايد درجه بندي شوند. غددي كمتر از 35 گرم وزن دارند براي كاشت مناسب نيستند و بايد حذف گردند. غددكوچك با تأخير سبز شده، توان رشد كمي دارند وبيشتر در معرض پوسيدگي مي باشند. غددي كه 4 سانتي متر قطر دارند، بدون قطعه كردن كاشته مي / 3 تا 5 / بيش از 35 تا 60 گرم وزن و يا حدود 5 شوند، رفتاري كه با اين غدد مي شود، با غددي كه قطعه مي شوند، فرق مي كند. غددي كه بدون قطعه كردن كاشته مي شوند بايد تا پايان عمليات قطعه كردن غدد درشت و آغاز گرم كردن غدد در انبار خنكي( دماي 5 تا 7 درجه سانتي گراد) نگاه داري گردند. غدد كامل از چند لحاظ بر غدد قطعه شده - برتري دارند: 1-هزينه قطع كردن وجود ندارد، 2- غدد در خاك دچار فساد كمتري مي شوند، 3 بيماريها از طريق عمل بريدن گسترش نمي يابند، 4-غدد در صندوق بذر بهتر مي غلتند و انتقال مي يابند، -5 خطاي دستگاه كاشت در گرفتن غدد كمتر است و در نهايت نقاط كاشت از دست رفته كمتر خواهد بود. لازم بذكر است كه در صورت هم اندازه بودن غده كامل و قطعه بريده شده، تفاوتي از لحاظ عملكرد بوته بين اين دو وجود نخواهد داشت. در بسياري از ارقام، غددي كه بيش از 65 و تا 80 گرم وزن دارند براي كاشت مناسب نيستند، زيرا قابل قطعه كردن نبوده و بطور مستقيم نيز اقتصادي نيستند. با توجه به زيادتر بودن قيمت غدد بذري نسبت به غدد معمولي، عرضه اين گروه از غدد به بازار مصرف خانگي نيز مقرون به صرفه نيست. بنابراين توده غده بذري كه درصد قابل توجهي از آن را غددي با وزن 65 تا 80 گرم تشكيل مي دهد بايد با قيمت كمتري خريداري كرد واين گروه از غدد را بدون قطعه كردن كاشت نمود. بعضي از ارقام توليد غددي با تعداد كمي چشم مي كنند. در اينگونه از ارقام، غددي كه زير 100 گرم نيز وزن دارند قابل قطعه كردن شناخته نشده و آنها را بطور كامل مي كارند. بهر حال، غدد بزرگتر از حدود 280 گرم نيز براي قطعه كردن مناسب نيستند. زيرا قطعات حاصله درشت بوده و نيز ممكن است فاقد چشم بوده و يا تعداد بسياركمي چشم داشته باشند. معمولاً غددي كه بيش از 80 و تا حدود 280 گرم وزن دارند براي قطعه كردن مطلوب مي باشند. چنين 13 ). به طوري كه هر قطعه حدود 35 تا 70 گرم - غددي را دو، سه و يا چهار قطعه مي كنند وزن داشته باشد. اندازه مناسب قطعه به تعداد چشم روي غده و در نتيجه قطعه بريده شده بستگي دارد.
تعداد چشم روي غده و فواصل آنها نيز به رقم بستگي زيادي دارد. غدد كامل قطعاتي با ميانگين وزن 50 گرم مطلوب بشمار مي روند. وجود دو تا سه چشم هر قطعه مناسب و مورد نظر مي باشد. اگرچه قطعات بريده شده درمقايسه با غدد كامل تعداد جوانه كمتري دارند، اما عمل بريدن سبب رفع خواب غده بذري مي شود و جوانه ها شروع به رشد مي كنند. بريدن بايد بنحوي انجام گيرد كه دفعات برش و سطح آن در حداقل ممكن باشد و قطعات مكعبي شكلي بوجود آيند. بزرگي سطح برش سبب مصرف انرژي براي ترميم سطح بريده شده ،مي شود و منطقه وسيعتري را براي نفوذ ميكروارگانيسم ها بوجود مي آورد. قطعات مكعبي شكل، نسبت وزن به سطح برش بيشتري داشته و براي كاشت با ماشين مناسب تر مي باشند. قطعات طويل، پهن، باريك، خيلي كوچك و يا خيلي بزرگ توسط دستگاه كاشت گرفته نشده و موجب پيدايش نقاط از دست رفته مي شوند. نقاط كاشت از دست رفته سبب غير يكنواختي رشد مي گردند. بدين لحاظ يكنواختي اندازه و شكل غدد قابل قطعه كردن بسيار مهم مي باشد. غدد مكعبي با اندازه ثابت و مشابه، توليد تراكم بوته كاملي به دليل كار بهتر دستگاه كاشت مي نمايند. قطعه كردن ممكن است توسط كارگر و يا با ماشين انجام گيرد. كار با دست از نظر توجه به عدم توليد قطعات فاقد چشم مناسب است. زيرا مي توان بر حسب اندازه غده و توزيع چشمها، غدد را به دو، سه و يا چهار قسمت بريد، ولي كار با دست به زمان و هزينه بيشتري نياز دارد. دستگاه مكانيكي غده را به دو يا چهار قطعه تقسيم مي كنند. در هر حال، كارهاي برش بايد هر روز و نيز در صورت تغيير توده بذري مورد قطعه كردن، كاردها بايد ضد عفوني گردند. همچنين در صورت برخورد با غده آلوده به بيماري، بايد آن غده حذف شود و كارد ضد غفوني گردد و چنانچه درصد غده آلوده زياد باشد، لازم است آن توده حذف گردد. وسايل مورد استفاده براي قطعه كردن را مي توان با مايع سفيد كننده با غلظت 1درصد از فرم تجاري حاوي 5 درصد ماده مؤثر يا مواد ضد عفوني كننده سبزيجات مانند روكال( به نسبت توصيه شده روي ظرف جهت سبزيجات) ضد عفوني كرد. وسايل مورد ضد عفوني بايد حدود 10دقيقه در اين مواد باقي بماند. طي عمليات قطعه كردن و پس از آن ، بايد غده را از باد و آفتاب محفاظت كرد. سيب زميني قطعه شده و نيز غده كامل و قطعه نشده را بهتر است با قارچ هاي كشهائي مانند كاپتان( با غلظت 3 در هزار از پودر و تابل 50 درصد)، مانكوزب ( با غلظت 2 در هزار از پودرو تابل 80 درصد) و يا مايع سفيد كننده ( غلظت يك در هزار از فرم تجاري حاوي 5 در صد ماده مؤثر) ضد عفوني كرد. مدت نگاه داري غدد درمايع قارچ كش حدود 10 دقيقه مي باشد. غدد قطعه شده و ضدعفوني شده را بايد در شرايط تشكيل پوست چوب پنبه اي قرار داد. دماي 12 تا 15 درجه سانتي گراد با رطوبت نسبي 85 تا 95 درصد براي مدت حداقل 3 روز براي منظور مناسب مي باشد. براي تشكيل پوست چوب پنبه اي مي توان غدد را تا ارتفاع حدود 1 متر به صورت توده اي دردماي مورد نظردر انبار نگاه داري كرد و با هواي تازه و داراي رطوبت نسبي 90 تا 95 درصد تهويه كرد. پائين بودن رطوبت نسبي سبب توليد پوست نازكي در ناحيه بريده شده مي گردد كه به راحتي كنده مي شود. سرعت سبز شدن و رشد بخش هوائي و تعداد ساقه اصلي كه توليد مي شود بر عملكرد تأثير مي گذارند.اين خصوصيات تابعي از سن فيزيولوژيكي غدد و رفتار با غدد طي چند هفته قبل از كاشت مي باشند.به همين جهت غدد كامل و قطعه شده را (پس ازتشكيل پوسته چوب پنبه اي) بايد در شرايط پيش جوانه زني قرار داد تا سن فيزيولوژيكي غدد افزايش و جوانه ها شروع به رشد نمايند. در صورتي كه سن فيزيولوژيكي غدد بالا بوده و جوانه ها قبلاً شروع به رشد كرده اند، به نگاه داري در شرايط پيش جوانه زني نيازي ندارند. شرايط پيش جوانه زني نيز به سن فيزيولوژيكي غدد بستگي دارد. بنابراين زمان خارج سازي غدد از انبار يا سرد خانه بايد با دقت و با توجه به زمان مورد نياز براي آماده سازي غدد جهت كاشت انتخاب نمود. امتيازات پيش جوانه زني عبارتند از: ترميم زخمها، افزايش سن فيزيولوژيكي غدد، رشد تعداد بيشتري جوانه روي غدد و در نتيجه تراكم ساقه بالاتري در واحد سطح، تسريع سبز شدن، رشد سريع و اوليه بخشهاي هوائي، تسريع غده بندي، زود رسي، عملكرد بالاتر( بخصوص در كشتهاي دير هنگام و بكارگيري ارقام زود رس)، امكان تشخيص بوته هاي آلوده به بيماري و يا فاقد جوانه قبل از انجام كاشت، قدرت مقابله بهتر گياه در برابر بيماريها و در نهايت پوشش كاملتر و سريعتركانوپي، كه بخصوص در كشت بهاره نواحي با تابستان گرم براي خنك نگهداشتن خاك مهم است.
مدت نگاه داري غدد جوان در شرايط پيش جوانه زني تا 4 هفته مي رسد، ولي براي غدد ميان رس تا 2 هفته مي باشد. دماي محيط براي غدد جوان 10 تا 15 درجه سانتي گراد و براي غدد ميان رس 7 تا 10 درجه سانتي گراد( بسته به سن غده) است. پس هر چه غده مسن تر باشد به دماي پائين تري نياز خواهدداشت. چنانچه سن فيزيولوژيكي غده ارزيابي نمي شود، ممكن است غدد را براي مدت 7 تا 10 روز در دماي 10 تا 15 درجه سانتي گراد قرار داد. وجود نور پراكنده و غير مستقيم طي دوران پيش جوانه زني مطلوب است. جوانه هائي كه در شرايط تاريكي رشد مي كنند ضعيف هستند و براي كاشت، بخصوص در شرايط مكانيزه مناسب نيستند غددي كه در زير نور پيش جوانه زني مي شوند توليد جوانه هاي كوتاه، متراكم، محكم و سبز به طول كمتر از 1 سانتي مترمي كنند و در نتيجه به آسيب مكانيكي مقاومتر بوده و توليد گياه زودرس تري مي نمايند. جوانه هائي كه دراين شرايط توليد مي شوند حتي طولي بين 12 تا 18 ميلي متر پيدا مي كنند، آنقدر قوي و محكم هستند كه در ماشينهاي تمام خودكارآسيب زيادي مي بينند. دستگاههائي كه بطور نيمه مكانيزه كار كرده و توسط دست تغذيه مي شوند، آسيب مكانيكي كمتري بر جوانه ها وارد مي سازند. بطور كلي، جوانه هاي ضخيم، محكم و كوتاه به طول كمتر از 1 سانتي متر مطلوب مي باشند. نحوه نوردهي بستگي زيادي به امكانات دارد. در شرايطي كه مقدار زيادي غده براي كاشت آماده مي شوند، از محيطهائي با كنترل رطوبت، دما و لامپ فلورسنت براي پيش جواني زني استفاده بعمل مي آيد. يك روش ساده در كشت بهاره كه هوا خنك است، قرار دادن غده در جعبه هائي چوبي و پلاستيكي كوتاه به ارتفاع حدود 8 سانتي متر و عرض 16 سانتي متر و طول 75 سانتي متر مي باشد. جعبه ها را در محيط آزاد بر روي هم در يك تا چند رديف بنحوي قرار مي دهند كه نور در لابلاي جعبه ها و بين رديفها نفوذ نمايند. روي جعبه ها را با پلاستيك شفاف مي پوشانند. روش ساده تر ديگري براي كاشت بهاره قرار دادن غدد در كيسه هاي پلاستيكي سوراخ دار( سوراخهائي به قطر 5 ميلي متر به فاصله 5 سانتي متر از يكديگر) با قطر 40 تا 50 سانتي متر مي باشد. هر 3 تا 4 كيسه را مي توان در محلي آفتابگير از ناحيه رأس بنحوي به يكديگر تكيه داد كه نور در بين كيسه ها نفوذ نمايد. در صورتي كه هوا هنگام شب سرد مي شود، مي توان شبها روي كيسه را با برزنت يا ورقه پلاستيك پوشانيد. چون غدد درون كيسه از نظر نورگيري در شرايط يكساني نيستند، از نظر تعداد و طول جوانه ها متفاوت خواهند بود. اين تفاوتها سبب غير يكنواختي سبز شدن مي گردد. واضح است كه همراه با ساده تر شدن روش، كنترل دما و رطوبت از دست مي رود و غير يكنواختي جوانه زني افزايش مي يابد. استفاده از محيطهاي كنترل شده براي آماده سازي غدد جهت كشت پائيزه الزامي مي باشد. بهر حال، مدت و شرايط پيش جوانه زني( از نظر دما و نور) بايد بنحوي انتخاب گردد كه جوانه ها شروع به رشد نمايند، ولي طويل نشوند. جوانه هاي طويل طي عمليات كاشت آسيب مي بينند و يا بطور كامل از روي غده جدا مي شوند، چنانچه سرعت رشد جوانه ها زياد باشد، لازم است دماي محيط را پائين آورده و يا سرعت تهويه را افزايش داد تا غدد خنك گردند.
 



ماشينهاي كاشت:
ماشينهاي مورد استفاده براي كاشت سيب زميني در سه گروه قرار مي گيرند. نوعي ماشينها مجهز به سوزنهاي نوك تيزي به طول چند سانتي متر هستند كه در غده يا قطعه غده فرو رفته، آن را گرفته و به شيار كاشت انتقال مي دهند. قطعات غده مكعبي شكل براي كاشت با اين دستگاهها مناسب مي باشند. اين دستگاهها از لحاظ خسارتي كه به غده وارد مي سازند نامناسب بشمار مي روند و مي توانند موجب گسترش بيماريها گردند. نوعي ديگر از ماشينها داراي فنجانهائي هستند كه غده يا قطعه غده را از مخزن دريافت مي دارند و به درون لوله سقوط رها مي كنند. اندازه و شكل غده كامل يا قطعه شده و نيز ميزان رشد و استحكام جوانه ها نقش مهمي در كارآئي اين ماشينها دارند. در صورتي كه قطعات يا غدد كامل خيلي كوچك باشند، دو قطعه در يك فنجان قرار مي گيرد و بر عكس، در صورتي كه قطعات يا غدد كامل درشت و يا طويل باشند، در فنجان قرار نمي گيرند و نقطه كاشت از دست خواهدرفت. البته مكانيسمهائي وجود دارد كه مي تواند فنجانهائي خالي تشخيص داده و آنها را با مكانيسمهاي جنبي پر نمايد. جوانه هاي طويل يا شكننده طي حركت از مخزن به داخل فنجانها و از فنجانها به درون شيار كاشت، آسيب مي بينند. 1 سانتي متر براي كاشت با اين دستگاهها / جوانه هاي ضخيمي به طول نزديك به 1 و تا حداكثر 5 مطلوب مي باشند. خطر توسعه بيماريها در اين ماشينها كمتر از ماشينهاي سوزني است. دستگاههايي كه با دست تغذيه مي شوند به كارگر نياز دارند، ولي شكل و اندازه غده در اين دستگاهها اهميت كمتري دارد. از سوي ديگر، چنانچه غده از ارتفاع زيادي به دورن شيار كاشت سقوط كند، احتمال آسيب به جوانه ها زياد خواهد بود. درهر حال، دستگاههاي كاشت سيب زميني مي توانند يك، دو يا چهار رديفه و به كودپاش نيز مجهز باشند. كود به صورت نواري و به كمك ديسك بازكننده شيار در يك يا دوطرف رديف كاشت قرارمي گيرد. شيار قرار گرفتن غده، توسط پاشنه اي كه روي آن بيلچه كوچكي سوارشده است باز مي شودو غده درون شيارقرار مي گيرد. دو ديسك مقعر متقابل خاك را روي غده ريخته و روي هر رديف كاشت يك پشته بوجود مي آورند. عمق شياري كه توسط ماشين كاشت يا كارگر بوجود مي آيد وغده در آن قرار مي گيرد بايد متناسب
با فاصله رديف كاشت و بافت انتخاب گردد. در خاكهاي داراي بافت درشت تا متوسط، كه سله و مقاومت مكانيكي خاك زياد نيست، و نيز در شرايطي كه فاصله رديفهاي كاشت حدود 75 سانتي متر است و در نتيجه امكان ايجاد پشته هاي مرتفع وجود ندارد، عمق شيار بايد به اندازه اي باشد كه پس از قرار گرفتن غده درون شيار، فاصله سطح بالاي غده تا سطح خاك دست نخورده مجاور آن 3 تا 6 سانتي متر باشد. دراين صورت پس از پشته بندي، قطر لايه خاك روي غده به 10 تا 12 سانتي متر مي رسد. چنانچه بافت خاك نيمه سنگين تا سنگين است و گسترش رويشي رقم نيز زياد مي باشد، فاصله رديفهاي كاشت مي تواند زياد و تا حدود 90 سانتي متردر نظر گرفته شود. در اين شرايط شيار بايد سطحي باشد، به طوري كه پس از قرار گرفتن غده درون شيار، فاصله بالاي غده تا سطح خاك دست نخورده مجاور صفر تا 2 سانتي متر باشد. در اين صورت، پس از پشته بندي قطر لايه خاك روي غده به 12 تا حد اكثر 15 سانتي مترمي رسد. كاشت ممكن است با دست انجام گيرد. در زراعت سنتي، شيارها را به كمك بيل ايجاد مي كنند و غدد را درون شيارها توزيع مي نمايند. خاك را به كمك بيل روي غدد ريخته و ايجاد پشته مي كنند. ممكن است شيارهاي كاشت را توسط پاشنه هائي مجهزبه بيلچه هاي كوچك بوجودآورند كه به فواصل مورد نظر روي شاسي سوار شده اند. پس ازآن غدد را درون شيارها توزيع كرده و با استفاده از فاروهائي با ابعاد مناسب، خاك را روي غدد ريخته و ايجاد پشته مي نمايند.ماشينهائي كه در حال حاضر در ايران بكار گرفته مي شوند داراي فاصله رديفهاي كاشت 75 سانتي متري مي باشند. اين ماشينها براي خاكهاي سبك تا متوسط و نفوذپذيركه عمق كاشت 10 تا 12 سانتي متر به سهولت در آنها قابل حصول است، كاملاً مناسب مي باشند. در چنين خاكهائي و چنانچه عمق كاشت مناسب باشد، غدد مي توانند به ناحيه جويها نيز نفوذ نموده و در آن منطقه گسترش يابند. اما چنانچه عمق كاشت كافي نباشد، غدد در سطح خاك تشكيل مي شوند و سطح فوقاني غدد سطحي در معرض آفتاب قرار مي گيرد. كشاورزان براي جلوگيري از تابش آفتاب نسبت به خاك دهي پاي بوته ها اقدام مي كنند. اما خاك دهي پاي بوته ها نيز چندان موفقيت آميز نخواهد بود، زيرا در فاصله رديف 75 سانتي متر، خاك كافي براي ريختن به پاي بوته ها وجود نخواهد داشت. در خاكهاي نيمه سنگين تا سنگين با محدوديت نفوذ پذيري، حصول عمق كاشت كافي مشكل است. به علاوه قطر سله مي تواند زياد باشد. بنابراين فاصله رديف كاشت بيش از 75 سانتي متر درچنين خاكهائي ممكن است مطلوب باشد. هدف آن است كه عمق كاشت مناسب قابل حصول باشد و غدد تشكيل شده بتوانند در محيط آزاد و نفوذ پذيرپشته بزرگ ايجاد شده و در زير خاك بخوبي گسترش يابند. در چنين شرايطي به خاك دهي پاي بوته ها نيز نيازي نخواهد بود. اما اگر ميزان گسترش رويشي رقم محدود باشد( همانند رقم مارفونا)، نه تنها از فضاي تخصيص داده شده به بوته هاي هر رديف كاشت استفاده مناسبي بعمل نمي آيد، بلكه برخورد آفتاب به پشته ها سبب تشديد سله و اتلاف رطوبت خاك مي گردد. بنابراين در خاكهاي نيمه سنگين تا سنگين ساختمان نامناسب، فاصله رديفهاي كاشت را فقط مي توان تاحدي كه پوشش زمين تا مرحله شروع گل دهي كامل مي شود، افزايش داد. بطور مثال، رقم كوزيما، در خاكهاي نيمه سنگين و در شرايط مناسبي كه گسترش رشد رويشي زيادي مي شود، عملكرد خوبي( بيش از 38 تن در هكتار) در فاصله رديف كاشت 90 تا 100 سانتي متر توليد مي نمايد. در حالي كه رقم مارفونا قادر به تكميل پوشش زمين در فاصله رديف كاشت 90 سانتي متر نيست. بنظر مي رسد دو عامل پوشش سطح خاك توسط گياه( كه خود تابعي از رقم و شرايط توليد است) وعمق كاشت قابل حصول( كه خود تابعي از بافت و ساختمان خاك و عمق خاك ورزي مي باشد) تعيين كننده فاصله رديف كاشت مناسب براي توليدسيب زميني باشند. اطلاعات موجود نشان مي دهد كه فاصله رديف كاشت 75 سانتي متر، در صورت مناسب بودن عمق كاشت و گسترش رشد رويشي كافي ، براي اكثر ارقام مورد كاشت در ايران ممكن است مطلوب باشد، زيرا پوشش سريع خاك از ايجاد سله هاي سخت جلوگيري مي كند. همچنين پوشش سريع و كامل خاك سبب بهره وري كامل از نورمي گردد و تلفات تبخيري را كاهش مي دهد. در شرايطي كه نامناسب بودن بافت و ساختمان خاك، عمق خاك ورزي و محدوديت گسترش رويشي بوته ها، تصميم گيري در رابطه با فاصله رديف كاشت را مشكل مي سازند، ممكن است از كاشت طرفين پشته هائي عريض به عرض مؤثر 75 تا 80 سانتي متر( فاصله وسط جوي تا وسط جوي حدود 140 سانتي متر) استفاده شود. لازم است بازده اين روش كاشت، بخصوص مديريت آبياري آن مورد بررسي قرار گيرد. وضعيت بستر در شرايط آبياري باراني بستگي زيادي به بافت خاك دارد. در خاكهاي داراي بافت ريز، مشابه آبياري سطحي عمل مي شود، با اين تفاوت كه شيار قرار دادن غده بذري بايد حدود 3 سانتي متر عميق تربوده تا پشته ارتفاع كمتري داشته باشد. با درشت تر شدن بافت خاك، مي توان ارتفاع پشته را كاهش بيشتري داد. در هر حال، پشته بايد عريض باشد. در شرايط ديم، علاوه بر بافت خاك، ميزان بارندگي را نيز بايد در نظر گرفت. به نظر مي رسد كه در ساحل خزر، كشت مسطح و بدنبال آن خاك دهي در زمان سبز شدن تا اوايل شبز شدن جهت ايجاد پشته هاي كوتاه مناسب باشد.همانگونه كه قبلاً اشاره گرديد، عمق كاشت 10 تا 12 سانتي متر مطلوب است و بيش از 15 سانتي متر نامطلوب بشمار مي رود. در شرايط كشت پائيزه كه خاك گرم است و در كشت بهاره نواحي با زمستان كمي سرد كه خاك سريعاً گرم مي شود، اين عمق كاشت را ممكن است در زمان كاشت و بطور يكباره بدست آورد. در نواحي اقليمي با زمستان نيمه سرد تا سرد كه خاك در زمان كاشت سرد است،افزايش عمق كاشت سبب تأخير در سبز شدن مي گردد، احتمال وقوع بيماريها و پوسيدگي غدد را افزايش مي دهد و از قدرت رشدي بوته مي كاهد. در اين شرايط ممكن است از مقدار خاكي كه هنگام كاشت روي غدد مي ريزد كاست تا عمق كاشت 5 تا 8 سانتي متر بدست آيد. خاك دهي و ايجاد پشته قطور و عريض بهتر است با پيدايش آثار سبز شدن و قبل از خروج برگها بعمل آيد. در اين زمان خاك به اندازه كافي گرم شده است و خاك دهي موجب تأخير زيادي در سبزشدن نمي گردد. به علاوه تعداد كافي از گره هاي ساقه هوائي در زير خاك قرار خواهند گرفت. در بعضي مزارع خاك دهي در زمان كوتاهي پس از سبز شدن و در زماني كه ارتفاع رأس اولين برگ تا سطح زمين حدود 10 تا 15 سانتي مترباشد بعمل مي آيد. بطور كلي، هر چه خاك دهي پاي بوته ها با تأخير بيشتري انجام شود، خاك بيشتري روي برگها مي ريزد كه اين امر ميتواند نامطلوب باشد. كاشت نسبتاً سطحي و سپس خاك دهي در خاكهاي نيمه سنگين تا سنگين كه حصول عمق مناسب مشكل تر است و سبز شدن، در صورت كاشت عمقي با تأخير انجام مي شود و يا خاك در اثر وقوع باران ممكن است سله ببندد، اهميت بيشتري دارد و بايد با دقت بيشتري انجام شود. قبل از خاك دهي بايد خاك درون جوي را توسط چنگك گردان و يا پاشنه هاي كولتيواتور نرم نمود تا كلوخه ها روي پشته قرار نگيرند. براي خاك دهي مي توان از شيارسازهائي با فرم مناسب استفاده كرد تا به بدنه پشته هاي موجود آسيبي نرسد. توجه شود كه كمي عمق كاشت مي تواند به غير يكنواختي سبز شدن منجر گردد. همچنين طي دوران رشد غدد، وجود لايه اي از خاك موطوب در اطراف غدد از لحاظ حفاظت غدد از خشك و گرم شدن و تابش نور خورشيد ضرورت دارد تا رشد مناسبي از غدد بدست آيد. دماي بالاي خاك سبب آسيب بر رشد غدد مي شود. كلروفيل در بخشي از غده كه در معرض نور قرار مي گيرد تشكيل گرديده و سيب زميني سبزرنگ مي شود. در اين ناحيه ماده سمي سولانين نيز در تجمع مي يابد. بنابراين بخش سبزرنگ شده سيب زميني سمي است و نبايد مصرف شود. وجود رنگ سبز روي غده از بازار پسندي آن نيز مي كاهد.
 


مراحل رشد:
در سيب زميني، تراكم ساقه هوائي اصلي در واحد سطح اهميت دارد. اين تراكم توسط ظرفيت توليدي محيط، رقم، قدرت رشد و توليد هر ساقه و هدف توليد تعيين مي گردد. تراكم ساقه هوائي در واحد سطح تابعي از تعداد جوانه اي كه روي غده رشد مي كند و فاصله كاشت دو غده مي باشد. بنابراين چنانچه نقطه كاشت از دست رفته وجود داشته باشد، تراكم ساقه مورد نظرحاصل نخواهد گرديد. بوته هاي واقع در طرفين نقطه كاشت از دست رفته هيچگاه نمي توانند بطور كامل كمبود بوته را جبران نمايند. به علاوه فاصله زياد بين بوته ها و وجود نقاط از دست رفته و به غير يكنواختي رشد، توليد تكمه و رشد ثانويه، تنوع در اندازه غدد و نيز توليد غدد درشت منجر مي شود كه نه تنها با هدف توليد منطبق نيستند، بلكه غدد بزرگ حاصله در جريان برداشت و انبار سازي آسيب پذيرتر خواهند بود. در صورت تراكم پائين بوته و ساقه در واحد سطح، غدد بسيار درشتي بوجود مي آيند كه داراي حفره هايي در ناحيه مغز مي باشند. اين حفره داراي ديواره سفيد يا قهوه اي روشن مي باشد. حساسيت ارقام مختلف به توليد حفره يكسان نيست. تعداد ساقه اصلي مورد نياز براي توليد غده بذري حدود 30 ساقه در متر مربع مي باشد. استفاده از غدد كامل با وزن 40 تا 60 گرم و با سن فيزيولوژيكي مناسب( ميان رس) براي اين منظور مطلوب مي باشند. تعداد چشم موجود روي هر غده كامل بيشتراز غده قطعه شده است. فاصله دو بوته در رديف كاشت به رقم بستگي زيادي دارد و معمولاً براي توليد غده بذري حدود 15 تا 20 سانتي متر است. در يك مطالعه انجام شده دردانشگاه صنعتي اصفهان فاصله بوته مناسب براي توليد غده بذري براي ارقام مارفونا و كوزيما 15 سانتي متربود. غدد مورد استفاده براي مصارف خانگي بايد داراي اندازه متوسطي( 100 تا 220 گرم) باشند. وجود 20 تا 25 ساقه اصلي در متر مربع براي توليد چنين غددي مناسب مي باشد. اين هدف با فاصله بوته حدود 20 تا 28 سانتيمتر روي رديف كاشت و كاشتن غدد كامل يا غدد قطعه شده اي به وزن 40 تا 60 گرم قابل حصول است. در يك مطالعه انجام شده در دانشگاه صنعتي اصفهان، فاصله دو بوته 22 سانتي متر بود. / در روي رديف كاشت جهت توليد غدد مصرف خانگي در ارقام مارفونا و كوزيما 5 به طور كلي، هر چه عملكرد غده در بوته كمتر باشد، تراكم بوته بيشتري مطلوب تر است. ارقامي كه رشد رويشي زيادي دارند و نيز ارقام دير رس به تراكم كمتر ساقه اصلي درواحد سطح نياز دارند. خسارت مختصر بر جوانه هاي سيب زميني سبب كاهش تراكم ساقه اصلي در بوته مي شود. اما اگر خسارت شديد بوده و سبب حذف جوانه رأسي هر چشم گردد، جوانه هاي جانبي آن چشم رشد مي كند و تعداد ساقه در واحد سطح افزايش مي يابد. اما در اين شرايط، چون جوانه هاي جديد از نوع جانبي هستند و ديرتر رشد مي كنند، غير يكنواختي سبز شدن مشاهده مي گردد. غدد بزرگ( بزرگتر از 200 گرم) براي مصارف صنعتي مطلوب بشمار مي روند. وجود 15 تا 20 ساقه اصلي در متر مربع براي توليد غدد درشت مناسب بوده. حصول اين هدف با فاصله بوته حدود 30 تا 35 سانتي متر در روي رديف كاشت امكان پذيرمي شود. در يك مطالعه انجام شده در دانشگاه صنعتي اصفهان، نشان داده شده كه براي توليد غدد بذري و كنسروي مي توان ارقام كوزيما و مارفونا را با فاصله رديف 75 و فاصله بوته حدود 15 سانتيمتركشت نمود. براي توليد غدد با مصارف 22 سانتي / خانگي ممكن است اين دو رقم را با فاصله رديف 75 سانتي متر و فاصله حدود 5 متركشت كرد. اگرچه عملكرد كمتري در اين فاصله بوته نسبت به فاصله بوته 15 سانتي متر بدست 22 سانتي متر كمتر خواهد بود. ارقام كوزيما و / مي آيد، اما تلفات غده در فاصله بوته حدود 5 مارفونا براي توليد اختصاصي غدد صنعتي مناسب نيستند. اما در صورتي كه با فاصله حدود 20 تا 22 سانتي متركاشته شوند، مي توان غدد را بر اساس اندازه تفكيك نمود و غددي با اندازه هاي مناسب جهت مصارف بذري، خانگي و صنعتي بدست آورد. فاصله دو بوته در روي رديف كاشت تحت شرايط ديم به مقدار رطوبت موجود بستگي زيادي داشته و بسته به هدف توليد بين 25 تا 45 سانتي متر متغير مي باشد. مقدار غده بذري مورد نياز براي كاشت يك هكتار سيب زميني به تراكم بوته، ميانگين وزن غده ها يا قطعات غدد مورد كاشت و درصد استقرار بستگي دارد. درصد استقرار به روش كاشت، خصوصيات ماشين كاشت، كيفيت بستر، ميزان پوسيد گي غدد در خاك و يا وجود غدد فاقد چشم وابسته مي باشد. ميزان استقرار غدد غالباً بين 75 تا 95 درصد متغير است، ولي انتظار مي رود در شرايط معقولي از كاشت حدود 80 تا 85 درصد باشد. فاصله كاشت دو غده را بايد متناسب با درصد استقرار تنظيم كرد. همراه با كاهش فاصله دو غده بايد سرعت دستگاه كاشت كاهش داده شود. بكارگيري سرعت كاشت حدود 50 كيلومتر در ساعت معمول است. اگر فاصله رديفهاي كاشت 75 سانتي متر، فاصله دو غده در روي رديف 20 سانتي متر و ميانگين وزن 6 غده در متر مربع كاشته مي شود و به حدود / قطعات غدد مورد كاشت 50 گرم باشد، حدود 67 9 غده در متر مربع / 3 تا 5 / 3335 كيلو گرم غده براي كاشت در شرايط كشت آبي مي تواند بين 7 باشد. ميانگين وزن قطعات مورد كاشت نيز مي تواند از حدود 45 تا نزديك به 60 گرم متغير باشد. 5 تن در هكتار متغير باشد. در / 1 تا 5 / براين اساس، وزن غده مورد كاشت مي توانند از حداقل 7 3 تن غده در هكتار / شرايط ايران، كه غالباً تصميم گيريهاي دقيقي بعمل نمي آيد، كاشت 2 تا 5 معمول است.
 


آبياري
سيب زميني از گياهان حساس به خشكي محسوب مي شود. كمبودرطوبت خاك سبب كاهش زيادي در عملكرد مي گردد. تغييرات شديد رطوبت خاك مي تواند موجب بد شكل شدن و غيريكنواختي رشد غدد گردد. زيادي رطوبت خاك يا آبياري موجب شسته شدن عناصر غذائي و سموم شيميائي به اعماق خاك، توسعه بيماريها و كاهش درصد ماده خشك غده مي شود. ميزان حساسيت مراحل مختلف نمو به تنش رطوبتي يكسان نيست. گياه در مرحله جوانه زني و سبز شدن حساسيت زيادي به كمبود رطوبت خاك ندارد، اما خشكي مي تواند سرعت سبزشدن را به ميزان قابل توجهي كاهش دهد. سيب زميني در مرحله رشد رويشي و دوران رسيدگي به تنش رطوبتي چندان حساس نيست. حساسيت زياد به خشكي از مرحله شروع غده بندي تا شروع زرد شدن برگها وجود دارد. خاك بايد در زمان كاشت مرطوب باشد تا تماس خوبي بين غده بذري و خاك برقرار گردد. در كشت پائيزه، به دليل گرمي هوا و وجود فرصت، امكان آبياري قبل از كاشت وجود دارد و اين عمل در صورت خشك بودن خاك بسيار مطلوب است.
آبياري قبل از كاشت سه فايده مهم دارد:
1) خاك تا زمان كاشت مقداري از رطوبت خود را از دست داده و در نتيجه سريعتر گرم مي شود. )دماي زيادتر خاك سبب تسريع در سبز شدن محصول مي گردد.
2) سبب مي شود كه كلوخه ها خرد شده، ذرات كوچكي از خاك در اطراف غده قرار گرفته و تماس )بهتري بين خاك و غده و نيز ريشه ها بوجود آيد.
3) وجود رطوبت در خاك سبب تحريك جوانه زني بذور علفهاي هرز شده و اين علفها طي عمليات )تركيبي تهيه بستر و كاشت كنترل مي گردند.
در كشت بهاره نواحي نيمه خشك تا مرطوب، انتظار مي رود كه خاك در اثر بارانهاي زمستاني مرطوب باشد و حتي گاهي زيادي رطوبت خاك مي تواند از طريق عدم امكان ورود به زمين باعث تأخير در كاشت شود. در اين صورت به آبياري قبل از كشت نيازي نيست. درنواحي خشك تا نيمه خشك، خاك ممكن است در زمان كاشت خشك باشد. امكان انجام آبياري قبل از كاشت به سرماي هوا در
انتهاي زمستان، طول فصل رشد مؤثر موجود و احتمال وقوع بارندگي بستگي دارد. به دليل اثر متقابل عوامل، ارائه فرمول مناسبي امكان پذير نيست. بطور كلي، تصميم گيري در رابطه با امكان انجام آبياري قبل از كاشت بايد توجه به ضرورت گاورو شدن بموقع خاك و احتمال وقوع بارندگي پس از انجام آبياري بعمل آيد. بنظر مي رسد، براي كاشت بهاره بايد برنامه ريزي دقيقي براي عمليات تهيه بستر انجام شود تا كيفيت بستر مطلوبي بدون اتكاء به آبياري قبل از كاشت بدست آيد. سيب زميني طي دوران سبز شدن رطوبت بسيار كمي مصرف مي كند. تخليه رطوبت خاك طي اين دوران بيشتر به دليل تبخير از سطح خاك مي باشد. در صورتي كه كاشت بموقع و آبياري پس از كاشت انجام شده باشد، غالبأ به آبياري ديگري تا اوايل سبز شدن نيازي ندارد. چنانچه كاشت در خاك مرطوب انجام شود، بسته به شرايط آب و هوائي، رطوبت خاك در زمان كاشت و بافت خاك، ممكن است به يك آبياري قبل از سبز شدن نياز باشد. بهر حال، فراواني رطوبت خاك طي دوران سبز شدن مي تواند موجب توسعه بيماريها گردد. لذا بايد از آبياري غير ضروري خوددراي شود. همراه با گذشت زمان و افزايش رشد رويشي گياه، بتدريج بر نياز آبي گياه افزوده مي شود. اما حساسيت گياه به كمبود رطوبت خاك تا رسيدن به مرحله شروع غده بندي و يا تقريباً 3 تا 4 هفته پس از سبز شدن زياد نيست. طي اين دوران ممكن است آبياريها را بر اساس تخليه 50 تا 55 درصد رطوبت قابل استفاده از خاك و يا رسيدن پتانسيل آب در عمق 20 تا 30 سانتي متري به حدود -0,5 تا 0,7 - اتمسفرانجام داد. اززمان شروع غده بندي تا مدت كوتاهي قبل از قطع قسمتهاي هوائي گياه( كه براي آماده سازي
محصول براي برداشت انجام مي شود) بايددقت زيادي در انجام آبياري بعمل آيد. از آنجائي كه بيشترين حساسيت به تنش رطوبتي در اواسط دوران رشد غده( حدود 3 تا 6 هفته بعد ازشروع غده بندي) وجود دارد، دقت زيادي در انجام آبياري در اين مرحله ضرورت دارد. تغيير در رطوبت خاك طي دوران رشد غده سبب توقف و سپس رشد مجدد غدد شده و باعث تكمه دهي، غيريكنواختي رشد و شكل غدد مي گردد. اين علائم بخصوص در ارقام كشيده و بيضي شكل واضح تر مي باشد. تخليه 40 تا حداكثر 50 درصد رطوبت قابل استفاده از خاك و يا رسيدن پتانسيل آب 0- اتمسفر( بسته به بافت خاك و شرايط آب و هوائي) طي دوران رشد / 0- تا حداكثر 5 / به حدود 4 غدد ( كه غالباً 60 تا 90 روز به طول مي نجامد) مي تواند بعنوان معيار آبياري مورد استفاده قرار گيرد. رسيدگي با شروع زرد شدن برگها آغاز و مشخص مي شود. در اين دوره، نياز به رطوبت به دليل كم شدن رشد غدد و كاهش سطح تعرق نقصان مي يابد. در نتيجه مي توان به تدريج تخليه بيشتري از 1- اتمسفر) را بعنوان معيار آبياري مورد استفاده قرار داد. / 0- تا 0 / رطوبت خاك( وقوع پتانسيل 6 انتخاب زمان برداشت به عوامل زيادي بستگي دارد كه در مبحث برداشت مورد استفاده قرار خواهند گرفت. حدود 10 تا 20 روز قبل از برداشت، اندامهاي هوائي بايد بتدريج و يا يكباره قطع گردند. در صورتي كه اندامها بطور تدريجي كشته مي شوند، آبياريها تا شروع كشتن طبق ضوابط مرحله قبل انجام مي گيرد. پس از آن ممكن است به يك آبياري ديگر براي حفظ رطوبت خاك و يا آماده سازي خاك براي برداشت نياز باشد. در مزارع توليد غدد بذري، قطع يكباره اندامهاي هوائي معمول است. با قطع اندامهاي هوائي، مصرف تعرقي گياه متوقف مي شود. بنابراين چنانچه آخرين آبياري در زمان كوتاهي قبل از قطع اندامهاي هوائي انجام شده باشد، انتظار مي رود كه در بسياري شرايط، رطوبت خاك براي تكميل رسيدگي غدد و ضخيم شدن پوست چوب پنبه اي كفايت داشته باشد. بهر حال، خاك در زمان برداشت بايد رطوبت مناسبي داشته باشد، به طوري كه غدد به سهولت از خاك بيرون آورده شوند، خاك به غدد نچسبيده باشد و به خاك به آساني از روي غدد در دستگاه برداشت جدا شود. تخليه حدود 30 تا 40 درصد رطوبت قابل استفاده از خاكهاي سبك و حدود 50 تا 60 درصد در خاكهاي متوسط تا نيمه سنگين در زمان برداشت مطلوب است. در مواردي نيز ممكن است به انجام آبياري در حدود 1 هفته قبل از برداشت براي آماده سازي خاك جهت تسهيل بيرون آوردن غدد نياز باشد. عمق خيس سازي خاك در هرآبياري به مرحله رشد بستگي دارد. در آبياري هاي اوليه لازم است خاك را تا عمق 40 تا 50 يانتي متري خيس نمود. از زمان تكميل پوشش زمين بايد به عمق خيس سازي خاك افزود. معمولاً در يك آبياري كامل، خاك را تا عمق 60 سانتي متري خيس مي كنند. ميزان تبخير و تعرق مزرعه سيب زميني به شرايط محيطي ورقم بستگي داشته و از 350 تا 700 ميلي متر در هكتار متغير است.

كنترل علفهاي هرز
دوران سبز شدن سيب زميني طولاني مي باشد وغالباً به 3 تا 4 هفته مي رسد. طي اين دوران، علفهاي هرز بدون هر گونه رقابت محصول مي توانند سبز شده و بر سيب زميني در اشغال محيط پيشي گيرند. سيب زميني پس از سبزشدن نيز سرعت گسترش كمي دارد و غالباً 4 تا 6 هفته طول مي كشدتا كانوپي كم وبيش بسته شده و بتواند با علفهاي هرز رقابت نمايد. كنترل علفهاي هرز مزرعه
سيب زميني با بكارگيري تناوب زراعي مناسب، عمليات مكانيكي و بكارگيري علف كشها امكان پذير مي باشد. طولاني بودن دوران سبزشدن و كمي سرعت رشد گياه پس از سبز شدن امكان كنترل مكانيكي علفهاي هرز را فراهم ساخته است. اولين عمل مكانيكي قبل از سبز شدن سيب زميني، در روي رديف هاي كاشت با چنگك گردان و در بين رديفهاي كاشت با انواع كولتيواتورها امكان پذير است. عمل ممكن است 2 تا 3 بار پس از كاشت تا قبل از سبز شدن انجام گيرد. بعد از سبز شدن، فقط مي توان بين رديفهاي كاشت را كولتيواتور زد. بايد توجه داشت كه با گذشت زمان بر توسعه افقي ريشه هاي سيب زميني افزوده مي شود. به همين جهت پاشنه هاي كولتيواتور بايد با دقت و بنحوي تنظيم شوند كه به ريشه ها آسيبي نرسد. از سوي ديگر، بكارگيري ماشينها بطور عمقي سبب به سطح آمدن خاك عمقي، بيدار شدن بذر علفهاي هرز و پيدايش موجهاي جديدي از علفهاي هرز مي گردد. هنگام بكارگيري فارو براي خاك دهي بوته ها كه در اوايل سبز شدن و يا مدت كوتاهي پس از آن انجام مي شود نيز علفهاي هرز مورد كنترل قرار مي گيرند. همراه با گسترش افقي و عمودي بوته ها، از امكان بكارگيري وسايل مكانيكي براي كنترل علفهاي هرز كاسته مي شود. براي كنترل شيميايي علفهاي هرز مي توان از علف كشهاي پيش كاشتي، پيش رويشي و يا پس رويشي ( نسبت به علفهاي هرز) استفاده نمود. استفاده تلفيقي از دو گروه علف كشهاي پيش رويشي و پس رويشي( نسبت به علفهاي هرز) بسيار مطلوب مي باشد. ممكن است براي كنترل علفهاي هرز در روي رديف كاشت از علف كشها و در بين رديفهاي كاشت از وسايل مكانيكي استفاده نمود. اين عمل موجب صرفه جوئي در مصرف علف كشهاو حفاظت محيط زيست مي شود. اما همانگونه كه اشاره گرديد، بكارگيري ماشينها پس از گسترش بوته هاي سيب زميني مي تواند خطر ساز باشد. را مي توان براي كنترل بذر اكثر باريك برگها و بسياري از پهن : (EPTC) علف كش اي پي تي سي برگها و نيز اويارسلام به صورت قبل از كشت مصرف نمود. ميزان مصرف اي پي تي سي 4 تا 6 ليتر در هكتار از مايع امولسيون شونده 75 درصد اين علف كش با نام تجاري اپتام مي باشد. لازم است اين علف كش تا عمق 5 تا 8 سانتي متري خاك بخوبي اختلاط داده شود. براي كنترل بذرباريك برگها و پهن برگهاي داراي بذر كوچك مي توان از پندي متالين با نام تجاري 2 تا 3 ليتر در هكتار از مايع امولسيون شونده 33 درصد استفاده نمود. اين علف / استامپ به ميزان 5 كش را مي توان بعد از كاشت سيب زميني و تا چند روز قبل از پيدايش آثار سبز شدن محصول روي سطح خاك پاشيد و با خاك سطحي اختلاط داد. ممكن است بعد از سبز شدن محصول و تا رسيدن بته به ارتفاع 15 سانتي متري نيز از پندي متالين براي كنترل بذر علفهاي هرز استفاده بعمل آورد. در اين حال لازم است علف كش پاشيده شده روي سطح پشته را وارد خاك سازد. آبياري باراني براي اين منظور بسيار مطلوب است. مقدار آب مصرفي در آبياري باراني بايد در حدي 7 سانتي متري خيس سازد. بايد از مصرف استامپ در مزارع / باشد كه خاك را حداقل تا عمق 5 سيب زميني ديم كه گياه تحت تنش رطوبتي قرار دارد خوداري شود. پس از مصرف استامپ از كاشت چغندر قندو اسفناج تا 12 ماه خودداري گردد. علف كش تريفلورالين : با نام تجاري ترفلان را مي توان پس از كاشت و تا حدود يك هفته قبل از پيدايش آثار سبز شدن براي كنترل بذر علفهاي هرز مورد استفاده قرار داد. ترفلان نيز مانند 1 تا 2 / استامپ، اثر بخشي بيشتري روي بذر علفهاي هرز باريك برگ دارد. ميزان مصرف ترفلان 5 ليتر در هكتار ازمايع امولسيون شونده 48 درصد مي باشد. لازم است ترفلان را در همان روز پوشش با خاك سطحي( عمق حدود 5 سانتي متر) اختلاط داد و يا با آب آبياري( ترجيحاً آبياري باراني) وارد خاك ساخت. متري بيوزين: با نام تجاري سنكور و يا لكسون علف كشي است كه بيشتر براي كنترل بذر اكثر علفهاي هرز پهن برگ در مزارع سيب زميني مصرف مي شود. نحوه و زمان مصرف سنكور مشابه 1 كيلو گرم در هكتار از پودر وتابل 70 درصد مي / 0 تا 0 / استامپ مي باشد. ميزان مصرف سنكور 75 باشد. در صورتي كه از آبياري باراني براي وارد سازي علف كش در خاك استفاده مي شود و يا علف كش فقط در بين رديفهاي كاشت پاشيده مي شود، مي توان سنكور را تا قبل از 4 برگي شدن علفهاي هرز مصرف نمود. لازم است از مصرف سنكور در خاكهاي سبك خودداري گردد. براي كنترل علفهاي هرز يك ساله اي كه تا چند روز قبل از سيب زميني سبز مي شوند، مي توان از 2 تا 3 / علف كش پاراكوت با نام تجاري گراماكسون استفاده بعمل آورد. ميزان مصرف گراماكسون 5 ليتر در هكتار از مايع حل شونده 20 درصد مي باشد. به منظور افزايش كارائي اين علف كش مي 1 تا / 0 تا 1 كيلو گرم ماده مؤثر مويان غيريوني( مثلاً 25 / توان به هر 400 ليتر حجم نهائي پاشش 5 2/5 ليتر در مايع حل شونده فري گيت با نام تجاري مويان) اضافه نمود . چنانچه آثار سبز شدن به صورت شكافته شدن سطح خاك در مزرعه مشاهده مي شود، بايد از مصرف گراماكسون خودداري نمود. در صورتي كه علفهاي هرز سبز شده قبل از سيب زميني از نوع چند ساله هستند، لازم است از علف كش گليفوزيت با نام تجاري راند آپ بعمل آورد. ميزان مصرف راندآپ 3 تا 5 ليتر در هكتار مايع حل شونده 41 درصد مي باشد. براي كنترل علفهاي هرز باريك برگ يك ساله و كاهش رشد باريك برگهاي چند ساله در مزارع سبز شده سيب زميني مي توان از علف كش ستوكسيديم با نام تجاري نابواس استفاده بعمل آورد. علفهاي هرز در زمان مصرف علف كش بايد در حال رشد فعال باشند. ميزان مصرف نابواس 2 تا 3 12 درصد باشد. به منظور افزايش كارائي علف كش بهتر / ليتر در هكتار از مايع امولسيون شونده 5 است حدود 1 ليتر در هكتار روغن گياهي غير سمي غليظ با علف كش مصرف شود. از پاشيدن نابواس در روزهاي گرم و مرطوب خودداري شود. همچنين تا 1هفته بعد از پاشش نابواس از انجام عمليات مكانيكي در زمين خودداري گردد. فاصله زماني مصرف نابواس تا برداشت محصول بايدبيش از 1 ماه باشد. چنانچه در كمتر از 1 ساعت بعد از پاشش بارندگي اتفاق افتاد، تكرار سمپاشي ضرورت دارد.
علف كشي براي كنترل علفهاي هرز پهن برگ سبز شده در مزارع سبز شده سيب زميني در ايران ثبت نرسيده است. به همين جهت استفاده از سنكور براي جلوگيري از سبز شدن اينگونه علفهاي هرز مطلوب مي باشد. سنكور در كنترل بذر باريك برگها چندان موفق نيست. سيب زميني به علف كش آترازين حساس است. اين نكته بايد در تناوب زراعي و بكارگيري اين علف كش مورد استفاده قرار گيرد.
 

آفات و بيماريها
روشهاي مختلفي براي كنترل بيماريها و آفات موجود است .چون اغلب اين روشها به تنهايي كنترل مناسبي را به دست نمي دهد ،لازم است تركيبي از روشهاي مختلف به كار گرفته شود.
روشهاي موجود عبارتند از:
- عمليات زراعي: كه شامل 1-خاك ورزي ، كاشت و پشته بندي 2- تهيه غده بذري 3 •زه كشي و آبياري 4- حذف گياهان ناخواسته و تخريب شاخ وبرگ 5- برداشت، جابه جايي و انبارداري استفاده از غده بذري سالم و گواهي شده • ضد عفوني غده بذري:كه شامل تيمار كردن قبل از انبارداري- تيمار كردن غده هاي • مرطوب- فوميگاسيون غده ها -گردپاشي غده ها در زمان كاشت ضد عفوني خاك: از موادي نظير متيل برومايد ، متام سديم و دي كلروپروپان مي توان • استفاده كرد. به كارگيري قارچ كشها روي خاك و برگ: از طريق سمپاشي با تركيبات مسي، دي •  تيوكارباماتها ، تركيبات فنتين و تركيبات مانب تناوب • بهداشت گياهي •

 




الف - آفات
بعضي از آفات مهم سيب زميني عبارتند از :
سيب زميني مورد حمله آفات عمومي زيادي از جمله كرم برگ خوار چغندر، شب پره گاما، شب پره زمستاني، كرم آگروتيس، شته ياه باقلا، مگس لوبيا، تريپس توتون و كرم سفيد ريشه قرار مي گيرد.از آفات مهمي كه در ايران به خانواده بادمجانيان و از جمله سيب زميني خسارت قابل توجهي وارد مي سازند مي توان به كنه سيب زميني، كرم مفتولي ريشه، شته سيب زميني، سوسك كلرادو، بيد سيب زميني و پروانه كله مرده اشاره نمود. در همدان گزارش شده است. براي :(Tetranychus turkistani) خسارت كنه سيب زميني كنترل نه سيب زميني مي توان از تتراديفون ( با نام تجاري تديون- وي 18 ) با غلظت 2 در هزار از 7 درصد و يا پروپارژيت ( با نام تجاري اومايت) با غلظت 1 در هزار از / مايع امولسيون شونده 52 مايع امولسيون شونده 75 درصد استفاده بعمل آورد. Coriaceus homophillus و Agriotes lineatus گونه هاي زيادي از كرمهاي مفتولي از جمله وجود دارند كه تقريباً در اكثر مناطق سيب زميني كشور مشاهده شده اند. حشره بالغ خسارتي وارد نمي سازد، در خاك زمستان گذراني مي كنند و تعداد زيادي تخم مي گذارد.طول لارو بالغ تا 2 سانتي متر مي رسد. لارو كرم مفتولي روي غدد كاشته شده و غدد محصولي تغذيه نموده و توليد كانال و حفره در غده مي نمايد و گاه موجب مرگ اندامهاي هوائي مي شود. خسارت بر غده، محيط را براي حمله قارچها مساعد مي سازد. تراكم بيش از يك لارو در متر مربع مي تواند خسارت زيادي بر محصول وارد سازد. انواع شته ها نه تنها از طريق تغذيه از شيره پرورده بطور مستقيم بر سيب زميني خسارت وارد مي سازند، بلكه انتقال دهنده ويروسها مي باشند و از اين لحاظ، بخصوص براي مزارع بذري، بسيار مهم مي باشند. شته ها بيشتر در زير برگها زندگي مي كنند و به رنگهاي مختلفي ديده مي شوند. در اثر تغذيه شته ها، برگچه ها پيچيده شده، دچار لكه هاي سوختگي گرديده و گاه مي ميرند. در نواحي آذربايجان و كرج به سيب زميني :(Leptinotara decemlineata ) سوسك كلرادو خسارت وارد مي سازد. سوسك بالغ كلرادو به رنگ سياه با رگه هاي زرد نارنجي در خاك زمستان گذراني مي كند، در بهار به محصولات خانواده بادمجانيان حمله مي كند و در زير برگها تخم گذاري مي نمايد. لارو پس از مدتي تغذيه از برگها وارد خاك شده، به صورت شفيره در آمده و مجدداً به صورت حشره بالغ به برگها حمله مي كند. سوسك كلرادو در انتقال بيماريهاي باكتريائي به سيب زميني نيز نقش دارد. در اكثر مناطق سيب زميني كاري :(Phthorimaea operculella) خسارت بيد سيب زميني كشور گزارش شده است. بدن حشره كامل به رنگ نقره اي خاكستري و بالهايي به رنگ قهوه اي مايل به خاكستري ديده مي شود. حشره در سطح زيرين برگها و يا روي غددي كه در معرض ديد هستند تخم گذاري مي نمايد. خسارت بيد سيب زميني ناشي از فعاليت لارو آن مي باشد. طول لارو بالغ بيد سيب زميني به 15 تا 20 ميلي متر مي رسد. لاروهاي جوان به رنگ خاكستري يا زرد مايل به سفيد ديده مي شوند، ولي در هنگام بلوغ داراي گرايشي به رنگ صورتي يا سبز مي باشند. سر لارو در تمام مراحل رشدي به رنگ قهوه اي تيره است. بيد سيب زميني به اكثر گياهان خانواده بادمجانيان، بخصوص سيب زميني، بادمجان و توتون حمله مي كند . آثار خسارت لارو بيد سيب زميني روي سر برگها به صورت كانالهاي شفاف ديده مي شود، زيرا بشره برگ سازمان ظاهري خود را حفظ مي كند. خسارت بر برگها و دمبرگها مي تواند آنقدر شديد باشد كه موجب مرگ بوته شود. لارو بيد از طريق چشمهاي سيب زميني وارد غده شده و توليد تونلهاي باريكي با ظاهر كثيف مي نمايد. وجود خسارت بيد سيب زميني را مي توان از تجمع مدفوع لارو در دهانه كانال تشخيص داد. خسارت طي تابستان شديد است و مي تواند در انبار تداوم يابد. خسارت انباري را مي توان با استفاده از يك ويروس پارازيت كه اخيراً شناخته شده و تكثير گرديده
است كنترل نمود. حشره اي است كه به علت وجود نقشي به : Acherontia atropos پروانه كله مرده با نام علمي شكل جمجمه روي پشت آن به اين اسم ناميده شده است. طول لارو كامل به 15 سانتي متر رسيده و به رنگ زرد مايل به سبز مي باشد. لارو از طريق تغذيه از برگ به محصول خسارت مي زند. در بسياري نواحي سيب زميني كاري ايران، اين حشره توسط پارازيتهاي طبيعي تحت كنترل قرار داشته و خسارت آن غير اقتصادي مي باشد. كنترل آفات سيب زميني از طريق از بين بردن بقاياي گياهي آلوده، كنترل علفهاي هرز اطراف مزراع، بكارگيري تناوب زراعي، رعايت فاصله مكاني بين مزارع سيب زميني و نيز محصولات داراي آفات مشترك، بكارگيري روشهاي تلفيقي و بالاخره مصرف همزمان چند حشره كش از گروههاي كارباماتها و ارگانوفسفاتها با غلظت مناسب امكان پذير است.حشره كش اندوسولفات بيش از سايرين باي مصرف عليه حشرات مكنده و غير مكنده در سيب زميني توصيه شده است. ساير حشره كشهاي قابل استفاده در سيب زميني عبارتنند از تيودان، سوين، آمبوش، مالاتيون، تيوديكاربو فوزالن.
ب- بيماريها
بيماري ممكن است به دلايل زير موجب افت محصول شود:
پوسيدن غده بذري يا هجوم به جوانه ها و در نتيجه ايجاد يك پوشش گياهي ضعيف كاهش دوره رشد و در نتيجه افت عملكرد در اثر هجوم بيماريهاي قارچي به برگها( عمدتاً ازطريق كاهش مجموع نور دريافت شده)پژمردگي بوته ها در اثر آلودگي باكتريايي يا قارچي نيز به كاهش دوره رشد و در نتيجه كاهش عملكرد منتج مي شود(از طريق كاهش مجموع نور دريافت شده و كاهش ضريب استفاده از نور براي توليد ماده خشك) ايجاد خال يا لكه روي غده ها پوسيدگي غده در طول فصل رشد يا در طول دوره انبارداري حمله به سيستم ريشه آسيب رساندن به پوست غده توسط بيماريهاي قارچي و در نتيجه افت قيمت بد شكلي و كوچك شدن غده ها. جلوگيري از ورود بيماريها: بيماريها مي توانند از طريق بذر ، خاك، كيسه و ماشينها انتشار يابند. غده بذري عموماً منبع اصلي آلودگي بوده و بايد از آلودگي آن اجتناب ورزيد يا ميزان آلودگي را محدود كرد.
غده بذري بايد عاري از بيماريهايي باشد كه :
1) موجب افت زياد محصول مي شوند.
2) كنترل آنها دشوار است.
3) به مدت طولاني د رخاك زنده مي مانند.
4) نه تنها به سيب زميني بلكه به ساير گياهان نيز آسيب مي رسانند.
بايد انتشار بيماريهايي كه كنترل آنها دشوار است و بيماريهايي كه تلفات قابل توجهي در محصول ايجاد مي كنند محدود شود. در مورد بيماريهايي كه انتشار وسيعي در مزارع سيب زميني دارند( جرب معمولي) معمولاً هيچ گونه روشهاي خاص براي كنترل انتشار بيماري وجود ندارد . به منظور كنترل انتشار هر بيماري بايد روشهاي درستي اتخاذ شود. از بيماريهاي مهم سيب زميني در ايران مي توان به بيماري مرگ ريشه( يا مرگ گياهچه)، بوته ميري، سفيدك داخلي يا دروغي، آلترناريا، پژمردگي باكتريائي و فساد حلقوي، بيماريهاي ويروسي، نماتدها و پوسيدگي خشك سيب زميني اشاره نمود. ايجاد شده و Rhizoctonia solani بيماري مرگ ريشه يا مرگ گياهچه : توسط قارچي با نام علمي درتمام مناطق كشت سيب زميني در ايران ديده مي شود. در صورت حمله اين قارچ در مرحله قبل از سبز شدن، جوانه ها دچار پوسيدگي شده، به رنگ قهوه اي در آمده و مي ميرند. اين خسارت سبب تأخير در سبزشدن مي گردد. در مراحل بعدي رشد نيز، برگها، ساقه ها و غدد مورد حمله اين قارچ قرار مي گيرند. با اين حال، علائم بيماري ممكن است بطور همزمان روي هر سه بخش مشاهده نشود. علائم بيماري روي برگ به صورت پريدگي رنگ، پيچيدگي شديد برگ به طرف بالا و يا تغيير رنگ برگ به صورت ارغواني يا برنزي روشن ديده مي شود. روي ساقه هاي هوائي و يا دقيقاً در زير نزديكي سطح خاك، لكه هاي سوختگي مشاهده مي گردد. در مواردي نيز پوشش سفيد رنگي در ناحيه پائيني ساقه هوايي ديده مي شود. روي استولون ها نيز لكه هاي قهوه اي زنگ مانند بوجود مي آيند و در صورت شدت بيماري، استولون ها جدا مي گردند. در غدد، لكه هاي
سخت يا اسكلرتهاي سياه رنگي مشاهده مي شوند كه ممكن است گسترش يافته و در صورت شدت توسعه باعث كاهش كيفيت محصول گردند. عامل بيماري مرگ ريشه خاكزي است و مي تواند روي بقاياي گياهي و مواد آلي مرده به حيات خود ادامه دهد. كنترل بيماري از طريق بكارگيري تناوب زراعي حداقل 3 ساله با غلات، عدم كاشت سيب زميني بعد از چغندر قند يا بقولات، جمع آوري و
انهدام بقاياي سيب زميني آلوده به بيماري استفاده از غدد فاقد عامل بيماري، كاشت در خاك گرم و با زهكش خوب، عدم زياده روي در آبياري ، كنترل علفهاي هرز، تيمار غدد مورد كاشت با كاپتان 0 در هزار از پودر تابل 60 / ( با غلظت 3 در هزار پودر و تابل 50 درصد) و يا تيابندازول( به ميزان 2 درصد ) و يا سمپاشي مزرعه با تيابندازول به صورت مه پاشي امكان پذير است. ممكن است غدد را قبل از انبار سازي با تيابندازول تيمار نمود. و نيز گونه هاي Colletotricum coccodes بيماري بوته ميري : توسط قارچهاي مختلفي از جمله مختلفي از جنسهاي فوزاريوم و ورتيسيليوم بوجود آمده و در تمام مناطق سيب زميني كاري كشور مشاهده مي شود. بوته مبتلا در حدود دوران گل دهي علائم عمومي بوته ميري نشان مي دهد. ساير علائم بيماري به صورت وجود اسكلرتهاي سياه رنگ روي طوقه، ريشه ها، استولن ها و غدد است.مبارزه با اين بيماري از طريق تناوب زراعي، جمع آوري و انهدام بقاياي گياهي آلوده، كنترل علفهاي هرز، كاشت در خاك گرم و با زهكش خوب، كاشت ارقام مقاوم و غدد غير آلوده به عامل بيماري
امكان پذير است. مبارزه شيميايي عليه اين بيماري توصيه نشده است.Phytophthora سفيدك داخلي يا دروغي سيب زميني( و نيز گوجه فرنگي ) : توسط قارچ ايجاد مي شود. وجود اين بيماري در استانهاي گيلان، مازندران، خوزستان، اردبيل و infestans گرگان گزارش شده است. گسترش بيماري درآب و هواي خنك و مرطوب شديد تر است و در نواحي با زمستانهاي ملايم و باران فراوان طي فصل رشد بيشتر ديده مي شود. در صورت عدم كنترل، بيماري مي تواند طي چند روز مزرعه را از بين ببرد. در آغاز، علائم بيماري به صورت نقاط آب گزيده يا لكه هاي سوختگي در رأس و حاشيه برگهاي پائيني گياه مشاهده مي شود. اين لكه ها در آب و هواي مرطوب به سرعت گسترش يافته و به صورت لكه هاي قهوه اي سوخته و بدون حاشيه يا اغلب با يك حاشيه زردكمرنگ در مي آيند. در زير برگ و در محل لكه نيز رشدكركي سفيد رنگ قارچ عامل بيماري ديده مي شود. اسپورها روي خاك ريخته و در نهايت غده را آلوده مي سازند. در اثر بيماري، غدد ممكن است در مزرعه و يا انبار دچار پوسيدگي شوند. علائم بيماري روي غده به صورت لكه هاي قهوه اي مايل به قرمز در زير پوست مي باشد. عامل بيماري روي غدد آلوده زمستان گذراني مي كند. در صورت وجود بيماري در منطقه، بايد غدد را قبل از انبارسازي با استفاده از جريان هوا رطوبت گيري نمود.بمحض مشاهده اولين علائم بيماري در مزرعه و يا براي پيشگيري از بروز بيماري، بايد مزرعه را دو تا سه نوبت به فاصله 7تا 10 روز با سمومي مانند اكسي كلرور مس(به ميزان سه در هزاراز پودر وتابل 35 درصد) و يا متالاكسيل (به ميزان 3در هزار ازودر و تابل 72 درصد) سمپاشي نمود. بكارگيري تناوب زراعي مناسب، از ارقام مقاوم، كاشت غدد غير آلوده، عدم فراواني رطوبت و نيتروژن خاك، از بين بردن بقاياي گياهي و غد آلوده، كنترل علفهاي هرز و بوته هاي نا خواسته سيب زميني و بالاخره كشت ارقام زودرس(در شمال ايران) دركنترل بيماريها مؤثرند. بوجود مي آيد. از Alternaria solani آلتر ناريا : بيماري برگي سيب زميني است كه توسط قارچ مناطق و شدت انتشار اين بيماري در ايران اطلاع دقيقي در دسترس نيست. بيماري در شرايط فراواني رطوبت هوا و يا وجود آب روي برگ بخوبي گسترش مي يابد. علائم اوليه بيماري پيدايش نقاط قهوه اي تا سياه رنگي به قطر 5 ميلي متراست كه به صورت حلقه هاي زاويه دار متحدالمركز ديده مي شوند. در صورت توسعه بيماري، لكه تمامي سطح برگ را فرا گرفته و برگ مي ميرد. دراثر فعاليت قارچ بر روي غده، ماده اي سمي در غده تجمع مي يابد كه براي سلامت انسان بسيار خطرناك است.عامل بيماري روي بقاياي گياهي زمستان گذراني مي كند. كنترل بيماري از طريق تناوب زراعي با غلات ريز دانه، دفن بقاياي محصول و پوسانيدن آنها، استفاده از غدد غير آلوده، آبياري بموقع، كفايت نيتروژن، رسيدگي كامل محصول قبل از برداشت و سمپاشي با سموم مناسب در زماني كه برگهاي پائيني گياه اولين علائم بيماري را نشان دهند مناسب است. سمپاشي با سمومي مانند مانكوزب و كلروتالونيل بعد از هر آبياري و تا رفع به موقع علائم بيماري ضرورت دارد. بوجود آمده و Pseudomonas solanacearum پژمردگي باكتريائي و فساد حلقوي : توسط شيوع آن در شاهرود گزارش شده است و احتمالاً در ساير نقاط سيب زميني كاري ايران نيز وجود  دارد. علائم بيماري به صورت پژمردگي ناگهاني برگها، زرد شدن آنها و در نهايت قهوه اي شدن برگها و مرگ بوته مشاهده مي شود.دسته هاي آوندي ساقه زردرنگ شده و توده هاي زردرنگ باكتري در دسته هاي آوندي ساقه و رگبرگ ها ديده مي شوند. عامل بيماري در خاك و روي بقاياي گياهي زندگي مي كند. بيماري توسط حشرات، نماتدهاو نيز غدد آلوده انتقال مي يابد. كاهش خسارت بيماري از طريق تناوب زراعي، جمع آوري و از بين بردن بقاياي گياهي آلوده، يخ آب زمستانه، استفاده از غدد غير آلوده، ضد عفوني انبار با محلول 2 درصد پركلرين و ضذعفوني ادوات با محلول 5 درصد پركلرين امكان پذير است. لوله اي شدن برگ ،(PCSTV) سيب زميني مورد حمله ويروسها زيادي از جمله كوتولگي زرد قرار مي گيرد. اين بيماريها در كليه MLO موزاييك و نيز بيماري شبه ميكوپلاسمائي ،(PLRV ) مناطق كشت سيب زميني در ايران شايع مي باشندو توسط شته ها و زنجركها انتقال مي يابند. بنابراين كنترل اين حشرات نقش مهمي در جلوگيري از توسعه اين بيماريها دارد. علائم بيماري كوتولگي زرد با زردي و كوچكي بوته همراه مي باشد. علائم اوليه بيماري در اوايل دوره رشد گياه به صورت خشك شدن انتهاي بوته ها، بروز سوختگي در قسمت فوقاني گياه و پيدايش نقاط قهوه اي رنگي در قسمت مغز و پوست ساقه مي باشد. در اثر بيماري، تعداد غده ها بدشكل شده و يا شكاف مي خورند. در اطراف مغز و ناحيه پوست غده نقاط قهوه اي رنگ زنگ مانندي مشاهده مي شوند. در وسط و انتهاي جوانه هاي چشمها نيز لكه هاي سوختگي ديده مي گردد. عامل بيماري توسط زنجره هاي انتقال مي يابد. كنترل بيماري از طريق مبارزه با زنجره ها، كاشت غدد سالم و استفاده از ارقام مقاوم امكان پذير است. براي جلوگيري از توسعه بيماري لازم است بوته هاي آلوده را بلافاصله پس از شناسائي از مزرعه جمع آوري نمود و از بين برد. علائم بيماري به صورت لوله اي شدن برگ همراه با بريدگي رنگ عمومي بوته و نكروزه، قهوه اي و ارغواني شدن حاشيه برگچه ها مي باشد. همزمان با اين علائم و يا كمي ديرتر، برگچه ها از كناره به طرف داخل لوله اي و ناوداني مي گردند. بعد از مدتي، برگهاي پائيني بوته نيز ضخيم ، چرمي و خشن مي شوند و حالت ناوداني بخود مي گيرند. شاخ و برگ گياه آلوده شكننده مي گردند. غددي كه در همان فصل آلوده شده اند داراي خطوط بي رنگ ظريفي در غده مي باشند. بيماري توسط شته سبز هلو منتقل مي گردد، اما توسط غدد آلوده نيز انتقال مي يابد. كنترل بيماري با كاشت غدد غير آلوده و مبارزه وسيع عليه شته ها با حشره كشهاي سيستميك امكان پذير است. شناخته مي شوند. Y و A،X،S بيماري موزائيك : حاصل آلودگي ناشي از ويروسهاي مختلفي است كه به نامهاي هر يك از اين ويروسها ممكن است به تنهايي و يا به صورت تلفيقي موجب بروز موزائيك گردند. در اثر فعاليت ويروسهاي موزائيك، برگها داراي لكه هاي زرد رنگ شده كه به برگ حالت موزائيكي مي دهد. در اثر توسعه بيماري، برگها چين خورده، تغيير شكل يافته و يا كوچكتر از معمول مي باشند. ويروس موزائيك توسط حشرات،غدد آلوده، كاردهاي برش آلوده و تجهيزات آلوده انتقال مي يابد. جلوگيري از گسترش بيماري با كنترل حشرات بخصوص شته ها، از بين بردن بوته ها و غدد آلوده ، احتراز از سائيده شدن لباس و ماشين ها با برگهاي سيب زميني و ضد عفوني كاردهاي برش و تجهيزات با پركلرين و يا
سايرمواد ضدعفوني كننده امكان پذير است. (MLO بيماري جاروئي شدن سيب زميني : نوعي بيماري است كه توسط اجسام شبه ميكوپلاسمائي ( بنام توليد مي شود و در اكثر مناطق سيب زميني كاري ايران مشاهده شده است. گياهان آلوده رنگ پريده و كوتوله بوده و حاشيه برگها اغلب زرد متمايل به قرمز مي شود. غده بيمار توليد تعداد زيادي ساقه و شاخه هاي باريك و دوكي شكل مي كند. برگها ساده، كوچك و زرد شده و حالت مخملي به خود مي گيرند و دچار پيچيدگي مي شوند. تعداد گل و ميوه افزايش مي يابد و غده هاي هوائي در زاويه داخلي برگها تشكيل مي گردند. گياهان بيمار غده هاي ريزي بوجود مي آورند. غالباً غددي كوجك به صورت زنجيره وار( منقطع) و در امتداد استولون بوجود مي آيند. سيب زميني با گوجه فرنگي و شبدر در اين بيماري مشترك مي باشد. بيماري توسط غدد آلوده، زنجره و سس انتقال مي يابد. مبارزه با زنجره ها و علف هاي هرز، استفاده از غدد سالم و از بين بردن بوته هاي آلوده در كاهش آلودگي و كنترل بيماري مؤثرند. از طريق چشمها و Ditylenchus destructor نماتد مولد پوسيدگي غده سيب زميني : با نام علمي عدسكها وارد غده شده و به آن آسيب مي رساند. وجود اين نماتد در ايران گزارش شده است، اما از مناطق گسترش آن در ايران اطلاع دقيقي در دسترس نيست. نماتد مولد زخم توليد برآمدگي هاي جوش مانندي روي غده مي نمايد. غده هاي آلوده بتدرج استحكام خود را از دست داده و چروكيده مي شوند. نماتد مي تواند روي ريشه نيز توليد زخم كند. بدنبال خسارت نماتد، قارچها به غده و ريشه حمله كرده و موجب تشديد خسارت مي گردند. بوته هاي آلوده از رشد بازمانده و زرد مي گردند. اين نماتد ميزبانهاي زيادي دارد و بدين لحاظ بكارگيري تناوب ممكن است چندان مؤثر نباشد. آفتاب خوردن خاك شخم خورده طي آيش فصلي و خودداري از زياده روي در آبياري مفيد است. ضدعفوني خاك با نماتدكش ها در صورت اقتصادي بودن عمل، مؤثر تشخيص داده شده است. ايجاد مي شود. Fusarium coeruleum بيماري پوسيدگي خشك سيب زميني: كه توسط قارچي به نام اين بيماري ازطريق زخم به سهولت انتقال مي يابد و در شرايط محدوديت تهويه خسارت بيشتري وارد مي سازد. علائم بيماري به پوسيدگي حدود 1 تا 2 ماه پس از برداشت و تدريجاً ظاهر مي گردد. علائم بيماري به صورت تغيير رنگ ( لكه هاي چروكيده و فرو رفته به رنگهاي قهوه اي، خاكستري يا سياه) در لايه زير پوست چوب پنبه اي غدد و به دنبال آن پوسيدگي خشك بافت غده در محل تغيير رنگ و پيدايش حفره است. غده هاي آلوده در نهايت خشك و چروكيده مي گردند. در غده هاي آلوده، معمولاً حفراتي بوجود مي آيد كه ممكن است كم و بيش پر از كپك فوزاريوم به رنگهاي زرد، صورتي و يا قرمز باشند. كنترل بيماري با جلوگيري از وقوع خسارت بر غدد كامل و يا غده هاي قطعه شده پس از تشكيل بافت چوب پنبه اي، كار كردن با وسايل تميز و عاري از آلودگي، استفاده از ارقام مقاوم، ضد عفوني غدد قبل از برداشت با سموم قارچ كش مانند كاپتان، بنوميل و مانب، ضد عفوني انبار با قارچ كشهاي فوق، بخصوص بنوميل و شرايط مساعد انبار داري امكان پذير مي باشد.
 

برداشت
در مرحله رسيدگي، بخش هوائي پير بنظرمي رسد، برگها شروع به زرد شدن مي كنند و پوست غده در حال توسعه و ضخيم شدن است. از نظر عملكرد غده، افزايش وزن غدد تا زرد شدن طبيعي حدود 50 درصد برگها( واقع در ناحيه پائيني گياه) مشاهده مي شود، ولي پس از آن عملكرد غده ممكن است شروع به نقصان نمايد. با توجه به عملياتي كه براي آماده سازي محصول جهت برداشت انجام مي شود و عوامل ديگري كه بايد در انتخاب زمان برداشت در نظر گرفته شوند، زرد شدن برگها معيار مناسبي براي تعيين زمان برداشت نيست. به علاوه زرد شدن برگها در نواحي با زمستان نيمه سرد يا گرمتر و يا در صورت مصرف مقدار زيادي نيتروژن مشاهده نمي گردد. سيب زميني هنگامي رسيده محسوب مي شود كه به اندازه بازارپسند و مناسب براي مورد مصرف رسيده باشد، سهولت از استولون جدا شود و با حداقل آسيب به پوست قابل برداشت باشد. بنابراين پوست سيب زميني بايد بطور كامل و به اندازه كافي توسعه يافته و ضخيم شده باشد، به طوري كه با مالش انگشت ازغده جدا نمي شود. تكميل رشد پوست چوب پنبه اي سيب زميني غالباً بعد از قطع اندامهاي هوائي مشاهده مي شود. اندازه بازار پسند به مورد مصرف بستگي دارد. اندازه غدد مناسب براي كاشت بدون قطعه كردن حدود 40 تا 60 گرم، براي مصارف خانگي 100 تا 220 گرم و براي مصرف صنعتي بيش از 220 گرم مي باشد. يادآوري مي گردد كه براي توليد غددي مناسب براي مصارف خاص به مديريت هاي خاصي نياز است كه در مباحث قبلي به آنها اشاره شده است. كاهش رطوبت غده و تجمع ماده خشك معيار ديگري است كه بايد در انتخاب زمان برداشت بايد مورد توجه قرار گيرد. درصد ماده خشك در غده سيب زميني در اثر فراواني نيتروژن و رطوبت خاك كاهش مي يابد، ولي غالباً بين 18 تا 24 درصد متغير است. هر چه درصد ماده خشك غده بيشتر باشد براي فرآيند سازي صتعتي مطلوب تر خواهد بود در بسياري موارد ترجيح داده مي شود كه درصد ماده خشك غده بيش از 18 درصد باشد. درصد ماده خشك نشانگر وزن مخصوص غده نيز مي باشد. وزن مخصوص بيش 1 گرم بر / از 1,08 بر سانتي متر مكعب مطلوب است . وزن مخصوص ده سيب زميني رسيده تا 12 سانتي متر مكعب نيز مي رسد. از آنجائي كه قسمت اعظم ماده خشك غده را نشاسته تشكيل مي دهد، همبستگي بسيار بالائي بين وزن مخصوص غده و مقدار نشاسته آن وجود دارد. معيار ديگري درتعيين زمان برداشت سيب زميني، مقدار ساكارز غده است .مقدار ساكارز در غده نارس زياد 2/ مي باشد. طي دوران رسيدگي، ساكارز به نشاسته تبديل مي شود. هر گاه مقدار ساكارز كمتر از 8 ميلي گرم در گرم وزن تر غده باشد، غده از نظر شيميايي رسيده است. اين مرحله غالبا با حصول حداكثر وزن غده همراه است و محصول آماده برداشت مي باشد. با اين حال، حداقل قابل قبول مقدار ساكارز به مورد مصرف غده و در نتيجه رقم مورد كاشت بستگي زيادي دارد. از سوي ديگر، تأخير در رسيدگي ناشي از هواي خنك، زيادي نيتروژن خاك و تنش دمائي( حرارتهاي بالا و پائين) سبب افزايش مقدار قند هاي آزاد مي گردند. گاه به دليل بالائي قيمت محصول در بازار، فرار از گرماي تابستان در نواحي گرم ، ضرورت آزاد سازي زمين و آماده سازي جهت كاشت ساير محصولات، خطر وقوع يخبندان پائيزه و غيره لازم است برداشت قبل از رسيدگي شيميايي غدد انجام گيرد. به دنبال برداشت غده نارس ، اينورتاز فعال شده و سبب هيدروليز ساكارز مي شود. هيدروليز ساكارز موجب توليد فروكتوز و گلوكز مي گردد. اين قندها احياء كننده بوده و در دماي سرخ كردن با اسيد هاي آمينه تركيب شده و باعث مي گردد. بنابراين غدد نارس (fries قهوه اي شدن و طعم نامطبوع سيب زميني سرخ شده( چيپس و براي مصارف صنعتي و نيز انبار سازي نامطلوب مي باشند. براي جلوگيري از بروز اثرات نامطلوب زيادي قندهاي آزاد، بايد دوران بهبود زخمها و تكميل بافت چوب پنبه اي ( پس از برداشت) را طولاني تر ساخت. براي مطالعه بيشتر در اين رابطه به مبحث انبار سازي سيب زميني مراجعه نمائيد. ديده مي شود كه انتخاب زمان برداشت بستگي زيادي به شرايط حاكم و اهداف مصرف دارد. بنابراين ، براساس هدف و شرايط برداشت بايد با ظهور علائم پيري، با انجام عملياتي، مزرعه را براي برداشت آماده ساخت. دقت در انجام اين عمليات، بخصوص در برداشت زود هنگام اهميت زيادتري دارد. براي اينكه رشد غدد متوقف گرديده و در نتيجه اندازه غدد و درصد ماده خشك تثبيت شود، مقدار ساكارز كاهش يابد، پوست چوب پنبه اي ضخيم شود و از گسترش بيماريهاي ويروسي توسط شته ها و بيماريهاي قارچي توسط اندامهاي هوائي جلوگيري گردد، لازم است اندامهاي هوائي حدود 10 تا 20 روز قبل از برداشت از بين برده شوند. اين مدت زمان به تغييرات مورد نياز در غدد و امكان مرطوب نگهداشتن خاك طي اين مدت بستگي دارد. در نواحي كه هنگام قطع برداشت بخش هوائي، هوا گرم باشد فاصله زماني بين حذف بخش هوايي تا برداشت بايد حتي الامكان كوتاه باشد. زيرا در اين شرايط ، خاك برهنه به سرعت داغ مي شود. همچنين لازم است خاك پشته مرطوب نگهداشته شود تا دماي خاك افزايش نيافته و خاك ترك نخورد. كشتن زود هنگام، بخصوص زماني كه گياه در حال رشد سريع است، مي تواندموجب كاهش عملكرد و وزن مخصوص غده گردد. در صورتي كه مزرعه با هدف توليدغده بذري كاشته شده و برداشت مي شود، بايد بخش هوائي بوته ها به يكباره از بين برده شوند تا از رشد غدد جلوگيري و از گسترش بيماريهاي ويروسي توسط شته ها جلوگيري بعمل آيد. حذف كامل و يكباره اندامهاي هوائي معمولاً توسط تسمه ها يا كاردهاي دوار يا با دستگاهي مشابه دستگاه قطع برگها در چغندر قندو حدود 10 روز قبل از برداشت بعمل مي آيد. بعضي از دستگاهها، بخش هوائي را از ناحيه زير سطح خاك بيرون مي كشند. اين عمل برداشت را تسهيل مي سازد، اما باعث حركت دادن خاك و در معرض آفتاب قرار دادن غدد شده و از اين لحاظ مطلوب نيست. چنانچه غدد به مصارف خانگي و صنعتي مي رسند، بهتر است اندامهاي هوائي بوته ها تدريجاً كشته شوند، تا ضمن توسعه پوست چوب پنبه اي، اندازه غدد افزايش يابد. كشتن تدريجي اندامهاي هوائي غالباً طي دو و گاه سه مرحله و به فاصله 4 تا 6 روز انجام مي شود. اين عمل از قهوه اي شدن محل اتصال غده به استولون كه موجب تغيير رنگ غده مي شود نيز جلوگيري مي كند. براي تدريجي كشتن اندامهاي 0 كيلو گرم در هكتار ماده مؤثر در هر بار پاشش / هوائي سيب زميني مي توان از دايكوات به ميزان 28 استفاده بعمل آورد. در صورت زيادي حجم اندامهاي رويشي ممكن است لازم باشد كه مصرف دايكوات ها تكرارگردد، زيرا سرعت عمل پائين است.آخرين پاشش بايد حدود 1 هفته قبل از برداشت بعمل آيدو 0 كيلو گرم در هكتار ماده مؤثر تجاوز ننمايد. همراه با دايكوات ها / كل مقدار مصرف دايكوات ها از 56 0 كيلو گرم مويان غيريوني در 400 ليتر آب پاشيده شود. ممكن است / 0 تا 5 / بهتر است معادل 25 0/ 0 تا 53 / بجاي دايكوات از پاراكوات( با نام تجاري گراماكسون) استفاده نمود.ميزان مصرف پاراكوات 28 كيلو گرم درهكتار ماده مؤثر همراه با حدود 200 ليتر در هكتار آب مي باشد. آخرين پاشش پاراكوات مي تواند 3 روز قبل از برداشت باشد. پاراكوات را نبايد بيش از دو بار مصرف نمود. به علاوه بايد از مصرف گراماكسون در مزراع غدد بذري و يا در مواردي كه قرار است سيب زميني ذخيره شود، خودداري گردد. از بين بردن تدريجي اندامهاي هوائي مي تواند توسط تسمه هاي دوار نيز بعمل آيد. چنانچه تسمه ها تا نزديكي سطح خاك پائين آورده شوند، مرگ ناگهاني تمام بوته اتفاق مي افتد. همانگونه كه قبلاً اشاره گرديد، مرگ ناگهاني بوته از تداوم رشد غدد جلوگيري مي كند و مي تواند موجب كاهش عملكرد گردد. در شرايطي كه هوا گرم و رطوبت خاك پائين مي باشد و در نتيجه گياه در حلقه حال تنش رطوبتي و تعرق شديد است، كشتن سريع بوته ها مي تواند موجب تشديد تغيير رنگ آوندي در ناحيه انتهايي غدد شودكه براي صنعت چيپس مناسب نيست.به همين دليل پاشيدن دايكوات و پاراكوات در هواي گرم بايد هنگام صبح انجام گيرد تا گياه تحت تنش رطوبتي نباشد. بطور كلي، لازم است در زمان بندي و سرعت از بين بردن اندامهاي هوائي بر اساس وضعيت رسيدگي محصول و هدف توليد دقت زيادي بعمل آيد. در هر حال، حتي اگر از علف كشهاي دايكوات يا پاراكوات براي كشتن اندامهاي هوائي استفاده شده باشد، لازم است قبل از شروع برداشت، قسمتهاي هوائي از نزديكي سطح خاك قطع وخرد گردند. اين عمل با استفاده از تسمه هاي دوار امكان پذير است.رطوبت خاك در زمان برداشت بايد مناسب باشد، به طوري كه غدد به سهولت از خاك بيرون آورده شوند، خاك به غدد نچسبيده باشد و يا خاك به آساني از روي غدد و طي حركت در دستگاه برداشت جدا شود. وجود خاك خشك و كلوخه هاي سخت در هنگام برداشت خسارت زيادي بر غدد وارد مي سازد.

آبياري قبل از برداشت موجب نرم شدن كلوخه ها و تسهيل جداشدن غدد از خاك شده و امكان خارج سازي تمامي غدد را بوجود مي آورد. باقي ماندن غدد در خاك نتها اتلاف محصول است، بلكه مي تواند از لحاظ گسترش آفات و بيماريها در سالهاي بعد نيز مسأله ساز شود. تخليه حدود 30 تا 40 درصد رطوبت قابل استفاده از خاكهاي سبك و حدود 50 تا 60 درصد در خاكهاي متوسط تا نيمه سنگين در زمان برداشت مطلوب است. زمان بندي آبياري بايد بنحوي انجام گيرد كه هدف فوق تأمين گردد. چنانچه آبياري قبل از برداشت سبب پائين بردن دماي خاك گردد و آن را به زير 7 درجه سانتي گراد برساند، سبب افزايش حساسيت غدد به ضربات مكانيكي مي شود. تأثير دما و رطوبت خاك در زمان برداشت بر آسيب پذيري غدد از ضربات مكانيكي عامل ديگري است كه بايد در انتخاب تاريخ كاشت مورد توجه قرار گيرد. ميانگين دماي مطلوب خاك در عمق استقرار غدد در ساعات برداشت 10 تا 15 درجه سانتي گراد مي باشد. تأخير در برداشت در نواحي زمستان سرد سبب برخورد دوران برداشت با دماي پائين مي گردد و احتمال يخ زدگي خاك و غدد را افزايش مي دهد. برداشت در اين نواحي بهتر است قبل از رسيدن ميانگين دماي شبانه روزي هوا به زير 10 در جه سانتي گراد انجام شود و برداشت به ساعات گرم روز موكول گردد. غدد در دماي 5 درجه سانتي گراد يا كمتر شكننده هستند و به ضربات مكانيكي بسيار حساسند. حساسيت غدد به آسيب مكانيكي نيز با افزايش دماي خاك به بيش از 18 درجه سانتي گراد، بخصوص تحت تنش رطوبتي، افزايش مي يابد. در نواحي با زمستان كمي سرد تا نيمه سرد كه فصل برداشت سيب زميني در آنجا به تابستان برخورد مي كند، لازم است برداشت غدد هنگام صبح و قبل از ظهر نجام شود. زيادي خسارت به محصول طي عمليات برداشت موجب افزايش پوسيدگي در انبار مي شود و كيفيت محصول را از نظر بازار پسندي و مصرف صنعتي كاهش مي دهد. در نواحي با زمستان سرد، كليه تصميم گيريهاي زراعي شامل انتخاب رقم، تاريخ كاشت، ميزان كود نيتروژن مصرفي، آبياري و عمليات برداشت بايد بنحوي انجام گيرند كه برداشت در تاريخ مناسب و شرايط ايده آل بعمل آيد. براي برداشت سيب زميني در مزارع كوچك ممكن است از بيل استفاده شود و غدد را خارج سازند. باز كردن خاك طرفين پشته با كولتيواتور به سهولت برداشت با دست يا با ماشين كمك مي كند. ممكن است صفحه برگردان يك واحد گاوآهن سوكي را برداشت و سوك گاوآهن را از زير غدد عبور داد. اين عمل خاك را باز و غدد را به سطح خاك مي آورد. در شرايط مكانيزه از دستگاههاي مخصوص برداشت سيب زميني استفاده بعمل آيد. اين دستگاهها به اندازه ها، شكلها و يا كارائي هاي متفاوت ساخته شده اند. ساده ترين دستگاه شامل بيل عريضي است كه با زاويه اي در خاك فرو مي رود و غده را همراه با خاك بر روي زنجير نقاله اي هدايت مي كند. خاك از لاي زنجير بر روي زمين مي ريزد. غددبطور رديفي از كناره دستگاه روي زمين ريخته مي شود و يا توسط نقاله بالا برده شده و درون كاميون تخليه مي گردد. دستگاههاي مجهزتري بجاي بيل عريض داراي ديسكهاي برش خاك و هدايت غدد بر روي زنجير نقاله مي باشند. شكل و حركت نقاله براي جداسازي بهتر خاك و بقاياي گياهي از غدد طراحي شده اند. بعضي از دستگاهها داراي نقاله و محلي براي استقرار كارگران جهت كمك در تفكيك بقايا ، كلوخه ها، غدد پوسيده و يا آنچه ناخواسته است از غدد هستند و يا مجهز به وسايل الكترونيكي براي تشخيص غده از ساير مواد مي باشند. در بعضي شرايط از دو دستگاه براي برداشت سيب زميني استفاده مي شود. دستگاه اول، دو يا چهار رديف را برداشت مي كند و غدد بيرون آورده شده را به حد فاصل رديف مجاور برداشت نشده انتقال مي دهد.دستگاه دوم غدد دو رديف مجاور را برداشت كرده و همراه با غدد ريخته شده در كنار يك رديف( جمعاً محصول چهار تا شش رديف) را به داخل تريلر يا كاميون انتقال مي دهد. كار اين دو دستگاه موجب افزايش سرعت برداشت ميشود، اما ريزش غدد برداشت شده از دو رديف اول بر روي زمين و حركت مجدد آنها روي زنجير نقاله سبب افزايش آسيب مكانيكي به غدد مي شود. ارتفاع سقوط غدد در دستگاههاي برداشت و حمل ونقل بايد حتي الامكان كمتر از 15 سانتي متر باشد. آسيب مكانيكي بر غدد طي جريان برداشت مي تواند زياد باشد. به همين جهت تنظيم دقيق دستگاه برداشت اهميت زيادي دارد. به طوري كه تيغه عريض بيل يا ديسكهاي برش خاك و هدايت كننده غدد طوري باشند كه به غدد آسيبي نرسانند. زاويه واحد هاي اخير بنحوي باشد كه غدد به ابتداي زنجيره نقاله برخورد نكنند. خاك بايد بطور كامل از غدد در روي زنجير نقاله جداشود. سرعت پيشروي دستگاه در حدي باشد كه حجم زيادي از غده وارد نقاله و ساير بخشهاي دستگاه برداشت گردد، به طوري كه غدد روي يكديگر غلتيده و غدد حداقل تماس با زنجيرها و سيستم نقاله را داشته باشند. وجود پوشش لاستيكي روي زنجير نقاله در بخش عقبي دستگاه برداشت مي تواند بستر مناسبي براي حركت غدد بوجودآورده و موجب كاهش خسارت مكانيكي بر غدد گردد. توجه شود كه حتي در بهترين شرايط تنظيم دستگاههاي برداشت، حدود 10 درصد غدد آسيب مكانيكي مي بينند. ميزان خسارت در صورت عدم تنظيم و بكارگيري صحيح دستگاه و وجود رقم حساس به خسارت تا 65 درصد مي رسد. هر چه خاك بيشتري همراهبا غد وارد دستگاه برداشت شود، حذف آنها با خسارت بيشتري به غدد همراه خواهد بود. همچنين غدد درشت بيش از غدد ريز آسيب مي بينند، زيرا انرژي حركتي بيشتري دارند. به همين طريق، غددي كه وزن مخصوص بيشتري دارند نيز آسيب پذيرتر مي باشند. بنابراين كاشت با فاصله بوته و تراكمي كه بتواند غددي با اندازه يكنواخت و متعادل توليد كند ضرورت دارد. به غدد آسيب ديده يا سرما زده مناسب انبار داري نيستند.خسارتهاي مكانيكي ناشي از عمليات برداشت و يا جابجائي طي فرآيند انبارسازي و انبارداري به فرمهاي شكاف در غده( در اثر برخورد تيغه وسيله برداشت) كنده شدن پوست، قطعه شدن غده، خراشيدن پوست، زخم سياه و زخم پوست ديده مي شود. زخم سياه در اثر ضربه به غده در زير پوست ايجاد شده و بدون برداشتن پوست ديده نمي شود. لكه ابتدا به رنگ صورتي ديده مي شود كه بعداً به رنگ قرمز در آمده و بتدريج تيره مي گردد. احتمال بروز اين نوع خسارت در دماي بالا( دماي غده بيش از 21 درجه سانتي گراد در زمان برداشت و يا حين جابجائي غدد) بيشتر است. همچنين بخشهاي انتهائي غده و نيز غدد داراي آب كمتر ( بافتهاي نرمتر و با انعطاف پذيري كمتر) به اين نوع آسيب حساسترند. ميزان حساسيت ارقام نيز متفاوت است. زخم پوست نيز در اثر آسيب مكانيكي بوجود آمده و در سطح غده قابل مشاهده است. اين زخم به صورت پارگي پوست چوب پنبه اي و چند لايه سلولي در زير آن قابل مشاهده است. منطقه آسيب ديده خشك مي گردد. غده در دماي پائين ( دماي غده حدود 7 تا 10 درجه سانتي گراد در زمان برداشت و يا حين جابجائي غدد) و نيز غدد داراي مقدار زيادي آب به اين نوع آسيب حساستر مي باشند. در اثر خسارتهاي وارده، غدد به حمله بعضي قارچها و باكتريهاي بيماري زا حساستر مي شوند. انبار داري غدد سيب زميني زنده هستند. بنابراين و براي اينكه كميت و كيفيت غدد حفظ گردد، لازم است غدد در شرايط مساعدي نگاه داري شوند. غدد اكسيژن هوا را مصرف نموده و توليد گاز كربنيك و حرارت مي نمايند. ميزان تنفس با افزايش دما زياد مي شود. افزايش دما سبب رشد جوانه ها نيز مي گردد. غدد نابالغ و آسيب ديده تنفس بيشتري دارند. پائيني ميزان اكسيژن محيط سبب مرگ سلولهاي داخلي غدد و سياهي مغز مي گردد. از سوي ديگر، يخبندان و يا دماي نزديك يخبندان مي تواند به سلولها خسارت زند. هواي خشك موجب اتلاف رطوبت غدد مي شود و فراواني رطوبت باعث عرق كردن غدد مي گردد. عرق كردن غدد همچنين مي تواند نشانه آن باشد كه غدد زيرين گرم و غدد سطحي سرد مي باشند. چنين وضعي مي تواند موجب تسريع فساد غدد شود. به طور كلي، شرايط نامساعد انباري سبب توسعه بيماريهاي انباري مي شود. غددي كه انبار مي شوند، بايد بالغ، عاري از بيماريها و خسارت ديدگي باشند. غدد رابايد قبل از انبار كردن در شرايط ترميم پوست يا پيش انباري قرار داد. براي اين منظور بايد غدد را به ميزان 2 تا 3 درجه سانتي گراد( بسته به دماي اوليه غدد) در روز سرد يا گرم نمود تا به دماي 13 تا 16درجه سانتي گراد برسند. مدت نگاه داري غدد در شرايط ترميم 10 تا 14 روز بوده و رطوبت نسبي محيط بايد حدود 95 درصد( 92 تا 97 درصد ) باشد و به ميزان 1 تا 2 ساعت در شبانه روز و در زماني كه شرايط دمائي و رطوبتي مناسب است تهويه گردد. پس از ترميم پوست، بايد غدد را به انبار خنك يا سردخانه انتقال داد. انبار بايد تميز و عاري از عوامل بيماري زا باشد، با موادي مانند مايع سفيد كننده و يا مواد ضدعفوني كننده( مثل روكال) ضد عفوني گردد و دما و رطوبت نسبي آن بخوبي قابل كنترل باشد. در نزديكي انبار نبايد زباله، بقاياي گياهي و غدد حذف شده وآلوده نگاه داري گردد. نحوه نگاه داري غدد در انبار به شرايط آب و هوائي، امكانات و هدف مصرف غدد بستگي دارد. در صورتي كه ميانگين دماهاي حداقل محيط طي دوران انبار داري غدد كمتراز 5 درجه سانتي گراد است، ممكن است به سردخانه براي نگاه داري غدد نيازي نباشد و انبارهائي مجهز به هواكش ها براي نگاه داري غدد مناسب باشند. در اين شرايط مي توان غدد را درون كيسه هاي كنفي قرار داد و كيسه ها را تا ارتفاع 3 متري به صورت رديفهائي با عرضي برابر طول يك كيسه رويهم چيد. فاصله رديفها بايد 30 تا 40 سانتي متر باشد تا تهويه بخوبي انجام گيرد. لازم است تهويه انبار بر اساس دماي غدد و دماي هواي بيرون در ساعات مناسب شبانه روز انجام شود. در نواحي گرمتر به سرد خانه نياز است. در سرد خانه، براي نگاه داري غددي كه قرار است به مصارف خانگي يا صنعتي برسد، ممكن است از كيسه 0/9 متر كه هر يك ظرفيت نگاه ×0/9 × 0/ هاي كنفي و يا جعبه هاي چوبي بزرگي به ابعاد حدود 5 داري حدود 500 كيلو گرم غده را دارند استفاده نمود. جعبه ها را مي توان به كمك بالا بر بر رويهم قرار داد. شيارهائي كه در بدنه اين جعبه ها منظور شده است امكان تهويه غدد را بوجود مي آورد. همين وسايل را مي توان براي نگاه داري غدد بذري نيز مورد استفاده قرار داد. اما چنانچه قرار است غدد مورد 16× پيش جوانه زني قرار گيرند، مي توان آنها را درون جعبه هاي چوبي يا پلاستيكي به ابعاد تقريبي 75 8 سانتي متر با ظرفيت تقريبي 16 كيلو گرم نگاه داري نمود.
اين جعبه ها را به صورت مطبق بر رويهم قرار مي دهند. استفاده از اين جعبه ها اين امكان را بوجود مي آورد كه غدد به همين صورت مورد پيش جوانه زني قرار گيرند و چنانچه غدد بطور زود هنگام در سردخانه شروع به جوانه زني كردند، به آنها نور شديد داد تا جوانه ها كوتاه و ضخيم باقي بمانند. دماي نگاه داري غدد در سردخانه به مورد مصرف غدد و مدت نگاه داري غدد در سردخانه بستگي زيادي دارد. غدد بذري را بايد به ميزان 1 تا 2 درجه سانتي گراد در روز سرد نمود تا با دماي 3 تا 4 درجه سانتي
گراد برسد. غددي كه به مصرف خانگي مي رسند نيز بايد به ميزان 1 تا 2 درجه سانتي گراد در روز 4 تا 6 درجه سانتي گراد ذخيره كرد. غددي كه قرار است به مصارف صنعتي / سرد نمود و در دماي 5 برسند بايد با سرعت 1 درجه در هفته خنك گردند. چنانچه قرار است غدد به زودي در مصرف برسند، بايد در دماي 7 تا 10 درجه سانتي گراد ذخيره شوند. واگر به مصرف توليد fries توليدخلال و چيپس مي رسند در دماي 10 تا 12 درجه سانتي گراد نگاه داري شوند. چنانچه غدد با مصرف صنعتي چند ماهي در انبار باقي مي مانند، بايد در دماي 8 تا 10 درجه سانتي گراد نگاه داري مي گردند.غددي كه خيلي دير به مصرف صنعتي مي رسند، بايد در دماي 4 تا 5 درجه سانتي گراد نگاه داري شوند. ديده مي شود كه دماي مناسب براي نگاه داري غددي كه به مصارف صنعتي مي رسند به مدت نگاه داري آنها در سردخانه بستگي دارد. دماي توده را معمولاً در عمق 50 تا 100 سانتي متري از سطح فوقاني توده اندازه گيري مي كنند. رطوبت سردخانه بايد متناسب با وضعيت غدد انتخاب گردد. در صورتي كه غدد خشك و سالم هستند، رطوبت حدود 95 درصد و در صورتيكه غدد خيس و نشتي هستند، رطوبت 85 تا 90 درصد مناسب است. در صورتي كه غدد دچار قطران مي شوند، بايد سردخانه تهويه گردد. تهويه انبار براي خشك كردن و خنك نگهداشتن غدد، حذف گازكربنيك، گازهاي فرار و كنترل رطوبت و دما ضرورت دارد. آسيب مكانيكي ، دماي پائين، زيادي گاز كربنيك، نگاه داري طولاني مدت غدد در دماي پائين و مصرف مواد بازدارنده جوانه زني سبب افزايش قندهاي احياء كننده مي گردند. بنابراين با اندازه گيري مقدار گلوكز در غده مي توان از كيفيت شرايط انبار اطلاع حاصل نمود. چنانچه طول دوران انبار داري غدد از طول دوره خواب غده طولاني تر بوده و يا دماي انبار براي رشد جوانه ها مناسب باشد، جوانه زني غدد در انبار مشاهده گرديد. انتظار مي رود كه جوانه زني در دماي 4 درجه
سانتي گراد مشاهده نشود، اما احتمال جوانه زني در نگاه داري طولاني مدت همچنان وجود دارد. بنابراين ، بكارگيري مواد بازدارنده جوانه زني در مزرعه يا انبار ممكن است ضرورت داشته باشد. غدد بذري نبايد مورد تيمار با مواد بازدارنده جوانه زني قرار گيرند و يا در انباري همراه با غدد تيمار شده توسط كلروپروفام قرار گيرند. براي جلوگيري از رشد طولي جوانه هاي غدد بذري ممكن است از نور استفاده بعمل آيد. در مزرعه مي توان از مالئيك هيدرازيد براي بازداري جوانه زني غدد طي دوران انبارداري استفاده نمود. مالئيك هيدرازيد از تقسيم سلولي جلوگيري مي كند، ولي بر رشد سلولها تأثيري ندارد. در زمان مصرف مالئيك هيدرازيد ، غدد بايد تشكيل شده و كوچكترين غددي كه در نهايت برداشت شده و به بازار ارائه خواهند گرديدبه قطر حداقل 4 تا 5 سانتي متر رسيده باشند و بخش هوائي بوته ها سبز و كاملاً فعال باشد. دوره مصرف غالباً بين 2 تا 3 هفته پس از شروع گل دهي كامل تا حداكثر 2 هفته قبل از 2تا 3 كيلو گرم در / رسيدگي، قطع بخش هوائي و يا يخبندان مي باشد. ميزان مصرف مالئيك هيدرازيد 5 هكتار از ماده مؤثر با حداقل 120 ليتر در هكتار حجم پاشش نهائي مي باشد. در بعضي ار ارقام ، انجام آبياري پس از مصرف مالئيك هيدرازيد مي تواند موجب بروز آسيبهائي به گياه گردد. لازم است از مصرف مالئيك هيدرازيد در گياهاني كه تحت تنش دمائي ، خشكي، بيماري و غيره مي باشند خودداري گردد. دما در زمان پاشش كمتر از 26 درجه سانتي گراد و دماي حداكثر مورد انتظار در روز پاشش كمتراز 30 درجه سانتي گراد باشد. همچنين تا ساعت 24 ساعت پس از پاشش هوا آفتابي و غير باراني باشد. بالائي هزينه و نيز ضرورت دقت در انتخاب مرحله نموي براي پاشش از مشكلات استفاده از مالئيك هيدرازيد مي باشند. مصرف زود هنگام مالئيك هيدرازيد سبب كاهش عملكرد مي گردد. امتياز مالئيك هيدرازيد آن است كه در محيط انبار انتشار نمي يابد و به غددي كه بعداً انبار خواهند شد آسيبي نمي رساند. كه يك علف كش سيستميك است استفاده بعمل آورد. براي اين (CIPC) در انبار مي توان از كلروپروفام منظور، كلروپروفام را به ميزان 60 گرم ماده مؤثر به ازاء هر تن غده به صورت مه در آورده و از طريق جريان هوا از توده غدد عبور مي دهند. بنابراين مصرف كلروپروفام به تجهيزات خاص نياز دارند. زمان مصرف هنگامي است كه ترميم پوست و زخمها كامل شده و هنوز جوانه ها شروع به رشد نكرده اند. ممكن است امولسيون رقيقي ( 1 درصد ماده مؤثر در امولسيون نهائي و به ميزان 1 ليتر امولسيون نهائي به ازاء هر تن غده ) روي غدد سيب زميني كه در حال عبور از يك نقاله مي باشند پاشيد. انبار هايي كه با كلروپروفام تيمار شده اند و يا غدد تيمار شده با اين ماده در آن نگاه داري شده است، بايد قبل از انبار سازي مجدد سيب زميني كاملاً تميز و تهويه گردد. طي دوران انبار داري در دماي پائين، مقدار قندهاي احياء كننده در غدد افزايش مي يابد. به منظور كاهش لازم است غدد را به ميزان fries ميزان قندهاي احياء كننده و آماده سازي آنها جهت توليد چيپس و يك درجه در روز گرم نمود تا دماي آنها افزايش يابد. چنين غددي را ( بسته به رقم، ميزان قندهاي احياء كننده و دماي نگاه داري غدد در انبار) بايد براي 2 تا 4 هفته در دماي 12 تا 18 در جه سانتي گراد قرار دارد. غددي كه به اين صورت گرم مي شوند بايد طي يك ماه به مصرف رسند. مقدار قند قابل قبول در غددي كه به مصرف توليد چيپس مي رسند بايد كمتر از غددي باشند كه به مصرف توليد مي رسند. گرم كردن غدد در زمان جابجائي و خارج سازي آنها از انبار و رساندن دماي آنها به fries حداقل 7 درجه سانتي گراد براي كاهش آسيب مكانيكي به آنها ضرورت دارد. غدد بذري نيز بايد گرم شوند تا رفع خواب نمايند. در اين موارد نيز غدد را بايد به ميزان 1 درجه در روز گرم نمود. موارد استفاده غده سيب زميني داراي 18 تا 24 درصد ماده خشك است كه حدود 75 درصد آن را كربوهيدراتها ( عمدتاً 2 درصد پروتئين ( با كيفيت بسيار / 1 تا 5 / نشاسته ) تشكيل مي دهند براساس وزن تر ، غده داراي 5 و اسيد فوليك بسيار c عالي) با كمتر از 1 درصد چربي مي باشد. غده سيب زميني از لحاظ ويتامين غني مي باشد و مقدار قابل توجهي آهن و فيبر غذائي دارد. بازار پسندي غده سيب زميني به خصوصيا ت ظاهري و داخلي آن بستگي زيادي دارد. وجود چشمهاي عميق، رنگ سبز، رشد ثانويه، شكاف ، لكه، پوسيدگي، تغيير رنگ داخلي و آسيب هاي مكانيكي نامطلوب بشمار مي روند از نظر داخلي، خصوصيات مثل بافت، رنگ، طمع، رايحه و پائيني ساكارز و قندهاي احياء كننده مورد نظر مي باشند. سيب زميني بايد درصد ماده خشك زيادي داشته باشد و در اثر پختن از هم باز نگردند.سبز شدن رنگ پوست غالباًبا افزايش گليكوآلكالوئيد ها همراه است. زيادي گليكوآلكالوئيد ها باعث تلخ شدن سيب زميني مي گردد و اگر مقدار اين ماده بيش از 20 ميلي گرم در 100 گرم وزن تر غده باشد، براي انسان غير قابل استفاده خواهد بود غددي را كه بطور ملايمي سبز رنگ شده باشند مي توان پوست گيري نمود. اما اگر سبز رنگي شديد باشد بايد غده را پس از حذف كامل لايه رنگي و چشيدن لايه هاي باقي مانده از لحاظ تلخي مصرف نمود. افزايش گليكوآلكالوئيد ها ، علاوه بر نور و سبز شدن غده ، ممكن است در اثر برداشت غده نارس ، آسيب هاي مكانيكي و انبار داري نامناسب نيز پيش آيد. تهيه نشاسته و ، fries از غدد سيب زميني براي تهيه غذا هاي مختلف در منزل و صنعت مانند چيپس و الكل استفاده مي شود. خصوصيات شيميائي و فيزيكي غدد مناسب براي مصارف خانگي يا صنعتي قبلاً مورد اشاره قرار گرفتن. بدين لحاظ از تكرار اين خصوصيات خودداري مي شود . از غددي كه فاقد قابليت براي مصارف بذري، خانگي و يا صنعتي مي باشند براي تغذيه دام استفاده مي شوند. 
http://tarvij.agri-es.ir
بازدید : 1220 10 تير 1392 ساعت 01:03 ب.ظ
 
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
محصولات تولیدی جدید

واشر سفید 16 و 18 م.م

دریپر روی خط 4 یا 8 لیتری

واشر مشکی 16 و 18 م.م

دریپر طرح سه راهی 8 نازله

شیر انشعاب 16 * 16 م.م

شیر انشعاب 16 * 20 م.م

دریپر بهاره

شیر انشعاب تیپ * 16 م.م

شیر انشعاب تیپ واشر خور 18 م.م

آمار بازدید سایت
  • کل بازدید : 464645
  • بازدید امروز : 499
  • بازدید دیروز : 795
  • بازدید این ماه : 6512
  • آخرین بازدید : دوشنبه 19 آذر 1397 (20:39) ب.ظ
سخن روز

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد ، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید